تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيامدهاى عاشورا ( فارسي ) — صفحة 211

مساهمون:

ص٢١١
فرماندهى شرحبيل‌بن‌ورس به‌سوى حجاز گسيل داشت و به آنان فرمان داد بروند و در مدينه مستقر شوند تا دستور مختار به آنان برسد . ابن‌زبير از اين نقل و انتقال ، سخت به وحشت افتاد و پيش از ورود نيروهاى مختار به مدينه ، يكى از يارانش به نام عباس‌بن‌سعد را به فرمان‌دهى دو هزار مرد مسلّح به پيش‌تاز نيروهاى مختار فرستاد و به او گفت : « هنگامى كه نيروهاى مختار را ملاقات كردى از آنان بخواه كه مستقيم به منطقهء وادىالقرى به‌سوى سپاه شام بروند ، و گرنه بازگردند و اگر مقاومت كردند و اصرار داشتند كه به مدينه يا مكّه وارد شوند با آنان بجنگ . » دو نيرو در منطقه‌اى به نام رقيم ، بين راه حجاز و عراق ، تلاقى كردند و مذاكراتى بين دو فرمانده صورت گرفت و هنگامى كه فهميدند سپاه مختار قصد رفتن به مدينه دارند و دستور ابن‌زبير را اجرا نمىكنند ، در حالى كه مشغول استراحت بودند و در كنار آبى به خوردن غذا مشغول بودند به آنان يورش بردند . ابن ورس ، فرماندهء نيروهاى مختار ، و قريب هفتاد تن ديگر از افراد او كشته شدند و بقيّه فرار كردند . عبّاس‌بن‌سعد آنان را تعقيب كرد و جمع ديگرى از آنان را كشت و بقيهء نيروها به سمت كوفه گريختند كه جمعى از آنان در بين راه از خستگى و تشنگى و جراحات وارده ، كشته شدند و تعدادى به نزد مختار بازگشتند . « 1 » مختار ، كه از خدعهء ابن‌زبير آگاه شد ، ماجرا را براى مردم تعريف كرد و اعلام داشت : « بدانيد كه بدكاران شرور ، اخيار و مردان صالح را به شهادت رساندند و اين كار مقّدر و خواست خدا بود . » سپس نامه‌اى براى محمّد حنفيّه به مدينه يا مكّه فرستاد و از فرزند اميرالمؤمنين عليه السلام اجازه
هامش
( 1 ) - تاريخ طبرى ، ج 6 ، ص 73 - 75 ؛ كامل ابن اثير ، ج 4 ، ص 248 - 249 .