تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيامدهاى عاشورا ( فارسي ) — صفحة 189

مساهمون:

ص١٨٩
چشم فرزند امير مؤمنان به سر بريدهء ابن‌سعد افتاد ، فرمود : « اللَّهُمَّ لا تَنْسِ هذَا الْيَوْمَ لِلْمُخْتارِ وَاجْزِهِ عَنْ اهْل‌ِبَيْتِ نَبِيِّكَ مح مّدٍ صلى الله عليه و آله خَ يْر ا لج زاءِ . فَوَاللَّهِ ما عَ لَى ا لُمخ تارِ بَعْدَ هذا مِنْ عُتْبٍ . » « 1 » خدايا اين روز مختار را داشته باش و او را از جانب خاندان پيامبرت محمّد صلى الله عليه و آله ، بهترين پاداش عنايت فرما . به خدا سوگند ، پس از اين عتابى بر مختار نيست .

دو - شمربن‌ذىالجوشن ؛

اين جانى شمارهء يك كربلا ، توانست از چنگ مختار بگريزد امّا مختار دستور داد كه او را هر كجا رفته است پيدا كنند و به سزاى اعمال ننگينش برسانند . شمر در ماجراى شورش كوفه بر ضدّ مختار از عاملان اصلى بود .

مسلم ضبائى ،

كه هم‌قبيلهء شمر بود ، مىگويد : « ما فرار كرديم و خود را به محلّى در مسير كوفه و بصره به نام

ساتيدما

رسانديم و در نزديكى آن محل ، دهكدهء كوچكى به نام كلتانيّه در حوالى سواحل فرات قرار داشت . ما در كنار تپّه‌اى مخفى شديم . شمر يكى از اهالى همان روستا را ، كه از كنارى مىگذشت ، گرفت و با تهديد ، مجبور كرد نامه‌اى به مصعب‌بن‌زبير در بصره برساند . روستايى مجبور شد و پذيرفت . در بين راه ، با يكى از مأموران مختار برخورد و حقيقت حال را به وى بازگفت و جاى ما را به دو نشان داد . مأمور خود را به

ابوعمره ،

رئيس شهربانى مختار - كه در همان دهكده با جمعى مأمور مسلّح مستقر شده بود - رساند و به‌سرعت شمر را پيدا كردند و آن را زير نظر گرفتند . دهكده در مسير كوفه و بصره بود و مختار پاسگاهى را در آن جا مستقر كرده بود تا فراريان را
هامش
( 1 ) - بحارالانوار ، ج 45 ، ص 379 .