تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيامدهاى عاشورا ( فارسي ) — صفحة 186

مساهمون:

ص١٨٦
بيست و چهار ذىالحجّه سال 66 ه . ق . توسّط وى كاملًا سركوب شد ، دشمن با تلفات سنگين قلع و قمع گرديد . جمعى از بقاياى سران قوم و اشراف كوفه به بصره گريختند و در پناه مصعب‌بن‌زبير ، كه از طرف برادرش عبدالله‌بن‌زبير والى آن‌جا بود ، درآمدند و جمعى ديگر در مكان‌هاى امن خود را مخفى كردند . مختار در آن هنگام كه تصميم بر نابودى قاتلان امام‌حسين گرفت ، گفت : « دين ما به ما اجازه نمىدهد كه بگذاريم كسانى كه حسين عليه السلام را كشته‌اند در اين دنيا ، با امنيّت و آسايش زندگى كنند . آن‌گاه در حقيقت ، من ناصر و خون‌خواه آل محمد عليهم السلام نيستم ، بلكه همان كذّابى كه به من مىگويند ، خواهم بود . براى دست‌يابى بر آن جانيان ، از خدا كمك مىطلبم و خداى را سپاس‌گزارم كه مرا شمشيرى بر سر آنان قرار داده و نيزه‌اى كه بر آنان وارد خواهد شد و انتقام‌گيرندهء آنان كه حق اهل‌بيت پيامبر عليهم السلام را بگيرم و برخداوند حق است كه آنان را كه دستشان به خون اهل‌بيت پيامبر عليهم السلام آغشته شده به قتل برساند و آنان كه حق خاندان پيامبر عليهم السلام را ناديده گرفته‌اند خوار و ذليل كند . پس آنان را به من معرّفى كنيد تا تعقيبشان كنم و ريشهء آنان را بركنم . « مختار همه همّت خود را براى اين هدف مقدّس ، كه هدف اصلى قيام او بود ، به كار برد . » « 1 » موسىبن‌عامر مىگويد : « مختار فرمان داد كه قاتلان امام حسين عليه السلام را تعقيب كنيد و مىگفت : به خدا قسم ، آب و خوراك بر من ناگوار است تا اين كه
هامش
( 1 ) - تاريخ طبرى ، ج 6 ، ص 57 ؛ كامل ابن اثير ، ج 4 ، ص 239 ، بحارالانوار ، ج 45 ، ص 374 .