تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسن مجتبى ع ) ( فارسي ) — صفحة 98

مساهمون:

ص٩٨
ايشان اطاعت نمودند ، همان افرادى كه با رسول خدا سوابقى داشتند و نزد آن حضرت مقام و منزلتى داشتند و خويشاوندانى كه بدين حضرت محمّد صلّى اللَّه عليه و آله و قرآن اقرار كردند و تكبر و حسد آنان را وادار نمود كه با امام و ولى خود مخالفت نمايند تعجب بيشترى ندارد از آن گروهى كه از زر و زيور خويشتن گوساله‌اى ساختند و آن را مورد پرستش قرار دادند و سجده كردند و گمان نمودند : آن گوساله پروردگار عالمين است و همه غير از هارون معتقد به اين عقيده شدند . گروهى با صاحب و سرور ما ( يعنى حضرت امير ) كه براى پيغمبر اكرم اسلام نظير هارون بود براى موسى باقى ماندند بنام : سلمان و ابو ذر و مقداد و زبير ، آنگاه زبير از حضرت امير برگشت و آن سه نفر با حضرت امير ماندند تا خدا را ملاقات كردند . اى معاويه ! تو تعجب ميكنى از اينكه خداى عليم نام هر يك از امامان را ببرد ، همان امامانى كه پيامبر خدا در روز غدير خم و مواطن ديگر امامت آنان را ثابت كرد و بوسيلهء امامان بر آن مردم اتمام حجت نمود و مردم را به اطاعت ايشان مأمور كرد و خبر داد . اول ايشان حضرت على بن ابى طالب است كه بعد از حضرت رسول مولاى هر مؤمن و مؤمنه‌اى مىباشد ، و فرمود : على بعد از من در ميان امت خليفه و وصى من است . پيامبر اسلام صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم لشكرى براى جنگ موته فرستاد و فرمود : جعفر بن ابى طالب امير لشكر باشد ، اگر او كشته شد زيد و اگر زيد هم كشته گرديد عبد اللَّه بن رواحه امير لشكر باشد و آنان عموما شهيد شدند . پيغمبرى كه براى يك جنگ تعداد سه خليفه تعيين مىكند باز هم تو ميگوئى : امت خويشتن را واگذار مينمايد و بعد از آن خليفه‌اى براى آنان تعيين نميكند ! تا كار به جائى برسد كه خود امت براى خويشتن خليفه تعيين كنند ! مىشود گفت : رأى و نظريهء امت براى خودشان از رأى و نظريهء حضرت رسول بهتر است ! در صورتى كه آن اعمال را موقعى مرتكب شدند كه پيامبر خدا خليفهء خود را تعيين و تبيين
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسن مجتبى ع ) ( فارسي ) — صفحة 98 | العلامة المجلسي / محمدجواد نجفى