از بنى اميه و دو نفر از ايشان از قريش ميباشند . گناه همهء آن دوازده نفر و گناه آن افرادى را كه گمراه ميكنند به گردن آن دو نفر است . آنگاه حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله نام آن دو نفر و نام آن ده نفر را با ايشان برد .
معاويه گفت : نام آنان را براى ما بگو ! گفت : فلان و فلان و فلان و صاحب سلسله و پسرش كه از آل ابو سفيان است و هفت نفر از فرزندان حكم ( بفتح حاء و كاف ) ابن ابى العاص كه اول ايشان مروان مىباشد .
معاويه گفت : اگر اين مطلبى كه تو ميگوئى حق باشد يقينا من و آن سه نفرى كه قبل از من بودند و عموم آن افرادى كه از اين امت آنان را دوست داشته باشند هلاكشدهايم ! ! و نيز آن مهاجرين و انصارى كه از اصحاب پيامبر اسلام صلّى اللَّه عليه و آله و عموم تابعين غير از شما اهل بيت و شيعيان شما هلاك شدهاند ؟
عبد اللَّه جعفر گفت : به خدا قسم اين مطلبى كه من گفتم : حق است و آن را از پيغمبر خدا صلّى اللَّه عليه و آله شنيدم .
معاويه متوجه امام حسن و امام حسين و ابن عباس شد و گفت : عبد اللَّه بن جعفر چه ميگويد ! ؟ ابن عباس به معاويه كه براى اولين بار وارد مدينه شده بود و مردم بعد از قتل امير عليه السّلام در اطراف جمع شده بودند گفت : نزد آن افرادى كه نامشان را عبد اللَّه جعفر برد بفرست تا از ايشان جويا شوند ، معاويه نزد عمر بن ام سلمه و اسامه فرستاد ، آنان عموما شهادت دادند و گفتند : ما اين موضوع را از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله همانطور شنيديم كه عبد اللَّه جعفر شنيده است .
سپس معاويه متوجه امام حسن ، امام حسين ، ابن عباس ، فضل ، ابن ام سلمه و اسامه شد و گفت : كليهء شما بر همين عقيده هستيد كه عبد اللَّه جعفر ميگويد ؟
گفتند : آرى . معاويه گفت : اى فرزندان عبد المطلب ! شما امر بزرگى را ادعا ميكنيد و به حجت قوى استدلال مينمائيد ، اگر اين ادعاى شما حق باشد بايد بر اين امر صبر كنيد و آن را مخفى نمائيد ، مردم غافلند و طريق بىاطلاعى را طى ميكنند . اگر اين مطلبى كه شما ميگوئيد حق باشد امت اسلام هلاك شده و از دين
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسن مجتبى ع ) ( فارسي ) — صفحة 96
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٩٦