تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسن مجتبى ع ) ( فارسي ) — صفحة 87

مساهمون:

ص٨٧
و بهره‌مند شود ، آنگاه لذت آن قطع شود و مسئوليت آن باقى بماند . نوجوانى از بنى اميه كه در آن مجلس حضور داشت سخنانى غليظ و ناروا به امام حسن گفت و از دشنام و ناسزا گفتن به آن بزرگوار و حضرت امير از حد تجاوز نمود . امام حسن عليه السّلام در حق وى نفرين كرد و گفت : پروردگارا ! اين نعمت را از او بگير و او را در رديف زنان قرار بده تا عبرت بگيرد ! وقتى آن جوان اموى متوجه خويشتن گرديد ديد زن شده و خداى توانا آلت رجوليت وى را بفرج زن مبدل نموده و ريش وى فرو ريخت ! آنگاه امام حسن عليه السّلام به وى فرمود : برخيز و كناره‌گيرى كن ، تو را با مجالس مردان چه كار ! ؟ زيرا تو زن ميباشى . امام حسن عليه السّلام پس از اينكه يك ساعت صبر كرد لباس خود را تكان داد و برخاست كه خارج شود عمرو بن عاص به آن حضرت گفت : بنشين تا من مسائلى را از تو پرسش نمايم . امام عليه السّلام فرمود : هر چه بنظرت ميرسد بپرس ! گفت : مرا از معنى كرم و نجده و مروءة آگاه كن . فرمود : كرم آن است كه انسان كارهاى نيكو را تبرعا انجام دهد و قبل از اينكه چيزى از او بخواهند عطا كند ، معنى نجده آن است كه انسان از محرم‌هاى خود دفاع ، و در هر جا در مقابل ناملايمات صبر نمايد . معنى مروءة اين است كه مرد دين و آئين خود را حفظ كند و خويشتن را از پليديها بر كنار و براى اداء حقوق قيام و سلام را افشاء نمايد . آنگاه خارج شد . معاويه عمرو بن عاص را ملامت كرد و گفت : تو اهل شام را فاسد نمودى ! عمرو گفت : اين مطلب را از نظر من داشته باش كه اهل شام تو را از نظر ايمان و دين دوست ندارند ، فقط تو را از اين لحاظ دوست دارند كه از دنياى تو بهره‌مند شوند ، زيرا كه شمشير و مال دنيوى در دست تو مىباشد . اما سخن امام حسن ويرا بىنياز نخواهد كرد . پس از اين جريان داستان آن جوان اموى شيوع يافت و زوجهء وى بحضور