لذا خداى عليم آيهء ذيل را در شأن عاص بن وائل نازل كرد كه ميفرمايد :
إِن شانِئَك هُوَ الْأَبْتَرُ
يعنى يا محمّد ! نسل آن كسى كه بغض تو را دارد قطع خواهد شد .
مادر تو همان زنى بود كه براى زنا دادن نزد قبيلهء عبد قيس ميرفت و براى اين عمل وارد خانه و مكان و گودى درّههاى ايشان ميشتافت .
تو همان كسى هستى كه پيغمبر اعظم اسلام در هر جا مقابل دشمن قرار ميگرفت از همه بيشتر با آن بزرگوار عداوت و از همه بيشتر آن حضرت را تكذيب مىكردى .
سپس خود را يكى از افراد كشتى قرار دادى كه نزد نجاشى رفتند . همان افراد هرج و مرجى كه بسوى حبشه خارج شدند و خون جعفر بن ابى طالب و آن مردانى را كه به طرف نجاشى هجرت كرده بودند در معرض ريختن قرار داديد ، ولى مكر و حيلهء تو دامنگير خودت شد ، جد و جهد تو پايمال گرديد ، آرزو و خواستهء تو برنيامد ، سعى و كوشش تو بىثمر گرديد ، سخنان تو دروغ درآمد سخن افراد كافر پايمال شد و سخن خدا بالا رفت و ثابت گرديد .
اما سخنى كه در بارهء عثمان گفتى : اى بىحياى بىدين ! تو بودى كه آتش جنگ را بر عليه عثمان شعلهور كردى و به طرف فلسطين فرار نمودى و عاقبت نابخيرى او را انتظار ميبردى ، وقتى خبر قتل وى به تو رسيد خويشتن را نزد معاويه پناهنده كردى ، اى خبيث ! تو دين و ايمان خود را براى دنياى ديگرى فروختى ! ! ما تو را براى اينكه بغض ما را داراى ملامت نميكنيم ، تو را در بارهء اينكه محبت ما را ندارى عتاب نخواهيم كرد ، زيرا در زمان جاهليت و اسلام دشمن بنى هاشم بوده و هستى . تو بودى كه پيغمبر عزيز اسلام صلّى اللَّه عليه و آله را بوسيلهء هفتاد شعر هجو نمودى . آنگاه آن بزرگوار فرمود : بار خدايا ! من نميتوانم شعر بگويم و شعر گفتن براى من سزاوار نيست ، پس تو عمرو بن عاص را بشمارهء هر بيتى كه