تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسن مجتبى ع ) ( فارسي ) — صفحة 43

مساهمون:

ص٤٣
نزديك خود جاى بده ، زيرا آنان از باقيماندگان افرادى هستند كه مورد وثوق حضرت بودند ، با ايشان حركت كن و از شط فرات برو تا بمسكن ( بفتح ميم و كسر كاف ) برسى و از آنجا با ايشان برو تا در مقابل معاويه قرار بگيرى . اگر معاويه را ملاقات نمودى او را نگاه دار تا من بيايم ، زيرا من به زودى خواهم آمد ، ولى هر روز مرا از اوضاع خود آگاه كن ، با اين دو نفر يعنى قيس بن سعد و سعيد بن قيس مشورت و تبادل افكار كن . هنگامى كه معاويه را ملاقات نمودى تو در جنگ سبقت نگير تا او سبقت بگيرد . اگر او سبقت گرفت تو نيز با وى مشغول كارزار شو ، اگر برايت پيش آمدى كرد قيس بن سعد امير لشكر باشد و اگر براى او هم پيش آمدى رخ داد سعيد بن قيس امير لشكر شود . عبيد اللَّه حركت كرد تا به شينور رسيد ، از آنجا وارد شاهى و از شاهى متوجه فرات و از فرات داخل فلوجه وارد مسكن گرديد . امام حسن هم آمد تا به حمام عمر رسيد و از آنجا حركت نمود تا وارد دير كعب شد سپس آمد تا وارد ساباط در نزديكى پل پياده شد . مؤلف گويد : ابن ابى الحديد ما بقى داستان را همانطور شرح داده كه قبل از اين نگاشتيم . سپس ميگويد : معاويه هم حركت نمود تا در قريه‌اى كه آن را : حبونيه ميگفتند وارد شد . عبيد اللَّه بن عباس آمد و در مقابل معاويه قرار گرفت . موقعى كه صبح شد معاويه شخصى را نزد عبيد اللَّه بن عباس فرستاد و پيغام داد كه امام حسن عليه السّلام در بارهء صلح و سازش با من مراسلاتى كرده است ، امام حسن مقام خلافت را به من تسليم مىكند ، تو مطيع من ميشوى حكمفرما و الا فرمانبردارى خواهى بود ، اگر تو الساعه مطيع من شوى مبلغ هزار هزار ( 1000000 ) درهم به تو عطا ميكنم كه نصف آن را فورا و نصف ديگر را هنگامى كه داخل كوفه شدى به تو خواهم پرداخت . عبيد اللَّه بن عباس با يارانش شبانه داخل لشكر معاويه شدند و معاويه وعده‌اى كه داده بود وفا كرد ، موقعى كه صبح شد مردم در انتظار بودند كه عبيد اللَّه بيايد