تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسن مجتبى ع ) ( فارسي ) — صفحة 372

مساهمون:

ص٣٧٢
در آن فرو خواهيم رفت . به خدا قسم تو دچار هيچ سختى نمىشوى مگر اينكه ما نيز دچار آن ميشويم . ما تو را بوسيلهء شمشيرهاى خود يارى ميكنيم و هر گاه بخواهى ما تو را بوسيلهء بدنهاى خويشتن نگاهدارى مينمائيم . بعد از بنى حنظله بنى سعد بن زيد بسخن آمدند و گفتند : اى ابو خالد ! بدترين چيزها نزد ما اين است كه با تو مخالفت كنيم و از رأى تو خارج شويم . صخر بن قيس ما را به ترك مبارزه مأمور نمود ولى ما نظريهء خود را پسنديديم و عزت ما همچنان برقرار است . بما اجازه بده تا مشورت نمائيم و نظريهء خود را بعرض تو برسانيم . سپس بنى عامر بن تميم سخنرانى كردند و گفتند : اى ابو خالد ! ما پسران پدر تو و خلفاء تو ميباشيم . راضى نيستيم كه تو غضب كنى ، اگر تو قيام نمائى ما سكوت نمىكنيم ، اختيار در دست تو مىباشد ، تو دستور بده تا ما انجام دهيم ، بما امر كن تا اجابت نمائيم . هر وقت كه بخواهى فرمانفرمائى در اختيار تو است . يزيد بن مسعود گفت : اى بنى سعد ! به خدا قسم اگر شما اين عمل را انجام دهيد خداى توانا شمشير دشمن را هميشه از سر شما برميدارد و دائما شمشير شما در ميان خود شما خواهد بود . سپس يزيد بن مسعود نامه‌اى براى امام حسين نوشت كه مضمون آن اين بود :

[ نامه يزيد بن مسعود به امام حسين عليه السلام ]

بسم اللَّه الرحمن الرحيم نامهء شما به من رسيد و آنچه را كه براى آن دعوت كرده بودى فهميدم از قبيل : بهره‌مند شدن از طاعت تو و نائل شدن به نصيحت خود بوسيلهء يارى كردن تو و اينكه خدا هرگز زمين را از كسى كه عمل خير انجام دهد يا راهنماى راه نجات باشد خالى نخواهد گذاشت . شما حجت خدائيد بر خلق ، شما در زمين امانت خدائيد ، شما شاخهء شجرهء احمديه ميباشيد كه حضرت رسول اصل آن است . پس تو با ميمنت و مباركى و سعادت بسوى ما بيا كه گردنهاى بنى تميم مطيع تو
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسن مجتبى ع ) ( فارسي ) — صفحة 372 | العلامة المجلسي / محمدجواد نجفى