تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسن مجتبى ع ) ( فارسي ) — صفحة 359

مساهمون:

ص٣٥٩

بين ما و اين گروه فاسقين و نابكار داورى فرمايد . امام حسين عليه السّلام فرمود : اى برادر ! اگر ملجا و پناگاهى هم نباشد من با يزيد بن معاويه بيعت نخواهم كرد . ناگاه محمّد بن حنفيه سخن خود را قطع و شروع به گريه نمود . امام حسين عليه السّلام هم ساعتى با وى گريست و فرمود : يا اخى ! خدا تو را جزاى خير عطا كند ، زيرا تو نصيحت كردى و راه ثواب را نشان دادى . من اكنون عازم مكه ميباشم . من و برادرانم و برادرزادگانم و شيعيانم براى اين مسافرت آماده‌شده‌ايم ، امر آنان امر من و رأى ايشان رأى من است . اما تو اى برادر ! عيبى ندارد كه در مدينه بمانى و از طرف من مواظب امور اين گروه باشى « 1 » امام حسين عليه السّلام پس از اين جريان دوات خواست و وصيت ذيل را براى برادرش محمّد بن حنفيه نوشت :

[ وصيت امام حسين عليه السلام به محمد بن حنفيه ]

بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم اين آن وصيت نامه‌اى است كه حسين بن على بن ابى طالب عليه السّلام براى برادرش محمّد بن حنفيه نوشت : حسين شهادت ميدهد : خدا يكى است و شريكى ندارد . حضرت محمّد صلّى اللَّه عليه و آله عبد و رسول خدا مىباشد كه حق را از طرف حق آورد ، بهشت و جهنم بر حق هستند ، قيامت خواهد آمد و شكى در آن نيست ، خداى توانا هر كسى را كه در قبور باشد برانگيخته خواهد كرد ، من براى سركشى و عداوت و فساد كردن و ظلم نمودن از مدينه خارج نشدم . بلكه ،
هامش
( 1 ) يكى از عللى كه محمد بن حنفيه با اينكه برادر امام حسين بود با آن حضرت بكربلا نيامد همين بود كه امام حسين فرمود : تو در مدينه باش و علل ديگر اين موضوع را ما مفصلا در جلد پنجم ستارگان درخشان نوشته‌ايم - مترجم .