تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسن مجتبى ع ) ( فارسي ) — صفحة 358

مساهمون:

ص٣٥٨
يا جداه ! من احتياجى ندارم به دنيا باز گردم ، مرا با خودت داخل قبر نما ! پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم فرمود : تو بايد به دنيا بازگردى تا شهادت و آن ثوابهائى كه خداى رؤف براى تو نوشته نصيب تو شود . زيرا ؛ تو ، پدرت ، برادرت ، عمويت و عموى پدرت در روز قيامت در يك زمره محشور خواهيد شد تا اينكه داخل بهشت شويد . امام حسين عليه السّلام در حالى از خواب بيدار شد كه دچار وحشت‌زدگى بود . بعدا اين خواب خود را براى اهل بيت خويش و فرزندان عبد المطلب نقل كرد . در آن روز در همهء مشرق و مغرب كسى از اهل بيت پيامبر خدا مغمومتر و گريانتر نبود . سپس وقتى امام حسين عليه السّلام تصميم گرفت از مدينهء طيبه خارج شود شبانه روى قبر مادرش فاطمهء اطهر آمد و با آن حضرت وداع نمود . بعدا روى قبر برادرش امام حسن رفت و با آن بزرگوار نيز وداع كرد . پس از آن در موقع صبح وارد منزل خود شد . محمّد بن حنفيه بحضور امام حسين آمد و گفت : يا اخى ! تو از عموم خلق نزد من محبوبتر و عزيزترى . به خدا قسم من نصيحت خويشتن را براى احدى از خلق ذخيره ننموده‌ام و كسى از من راجع به نصيحت نمودن تو اولى و احق نخواهد بود . زيرا تو ، بزرگ ، جان ، روح ، چشم و بزرگ خاندان من هستى . توئى كه بر من واجب است مطيع تو باشم ، زيرا خداى عليم تو را شريفتر از من قرار داد و تو را از بزرگان اهل بهشت قرار داده . تو متوجه مكه شو ، اگر در آنجا مطمئن شدى كه چه بهتر و الا بسوى بلاد يمن برو ، زيرا اهل آن ديار انصار جد و پدرت ميباشند و آنان رئوفترين و مهربانترين مردم و داراى وسيعترين بلاد هستند ، اگر در آنجا اطمينانى براى تو حاصل شد كه بهتر و الا بسوى ريگزارها و قلهء كوهها ميروى و از شهرى بشهرى منتقل ميشوى تا اينكه بنگرى كار اين مردم بكجا خواهد كشيد و خداى توانا
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسن مجتبى ع ) ( فارسي ) — صفحة 358 | العلامة المجلسي / محمدجواد نجفى