دهى حسن را بگيريم و به تو تسليم كنيم ؟ پس از اين جريان خيمههاى امام حسن را غارت كردند و آن حضرت را با حربه زدند و بدن مباركش را مجروح نمودند .
سپس امام عليه السّلام براى معاويه نوشت : مقام خلافت از من و اهل بيت من است ، اين مقام بر تو و اهل بيت تو حرام مىباشد . من اين موضوع را از پيغمبر معظم اسلام صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم شنيدم ، اگر من افرادى را كه صابر و به حق من عارف و غير منكر بودند مىيافتم هرگز تسليم تو نميشدم و خواهش تو را نمىپذيرفتم ، آنگاه بجانب كوفه مراجعت كرد .
5 - شيخ مفيد در كتاب : ارشاد مينگارد : هنگامى كه معاويه از رحلت حضرت امير عليه السّلام و بيعت مردم با امام حسن آگاه شد مردى از قبيله : حمير را بسوى كوفه و شخصى از قبيلهء : بنى قين را بعنوان جاسوسى به بصره فرستاد تا اوضاع آنجا را برايش بنويسند و بر عليه امام حسن عليه السّلام فعاليت نمايند . وقتى امام عليه السّلام از اين جريان آگاه شد دستور داد تا آن مرد حميرى را كه نزد شخصى حجام بود از كوفه خارج نمودند و گردنش را زدند . براى بصره هم نوشت : آن مرد قينى را خارج كردند و گردن زدند .
سپس امام حسن براى معاويه نوشت : تو افرادى را بعنوان جاسوسى ميفرستى تا در بارهء من مكر و حيله كنند ، تو گماشتگانى را آماده ميكنى ، گويا : حب ملاقات ( يعنى جنگ ) داشته باشى ؟ من در اين باره شك ندارم ، اگر خدا بخواهد دچار آن خواهى شد . شنيدم تو خوشنودشدهاى به چيزى كه هيچ شخص عاقل و فهميدهاى خوشنود نمىشود . مثل تو در اين باره همانطور است كه اولى گفته :
فقل للذى يبغى خلاف الذى مضى * تزود لأخرى مثلها فكان قد
فإنا و من قد مات منا لكالذي * يروح فيمسى في المبيت ليغتدى
1 - يعنى به آن كسى كه خلاف روش گذشتگان را مىطلبد بگو : آماده باش براى خانهء آخرت كه گويا : نزديك است جرعهء مرگ را بياشامى .
2 - ما و آن افرادى كه از ما طعمهء موت شدهاند نظير آن شخصى هستيم