تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسن مجتبى ع ) ( فارسي ) — صفحة 32

مساهمون:

ص٣٢
سپس فرمود : اى اهل كوفه ! ديروز يكى از تيرهاى خدا از شما مفارقت كرد ، تيرى كه بر دشمنان خدا اصابت ميكرد ، تيرى كه فجار و تبهكاران قريش را فرارى ميداد ، دائما حنجره‌هاى آنان را ميگرفت ، بر فراز سينهء ايشان مىنشست . هيچ وقت در راه خدا از ملامت و سرزنش باك نداشت و مال خدا را سرقت نميكرد و از حرب دشمنان خدا گريزنده نبود ، ختم‌ها و تعويذهاى قرآن به وى عطا شده بود ، او دعوت خدا را اجابت نمود ، خداى سبحان وى را راهنمائى كرد و او تبعيت كرد . هيچ ملامتى او را از خدمت در راه خدا باز نميداشت . صلوات و رحمت خدا بر او باد . معاويه گفت : هر كس عجله نمايد خطا ميرود و هر كس صبور باشد بهدف خواهد رسيد ، مرا با خطبهء حسن چه كار ! ! 4 - در كتاب خرايج از حارث همدانى روايت مىكند كه گفت : وقتى حضرت امير از دنيا رفت مردم بحضور امام حسن عليه السّلام آمدند و گفتند : تو خليفه و وصى پدرت هستى ، ما بگفته‌هاى تو گوش ميدهيم و مطيع تو ميباشيم ، ما را بامر خويشتن مأمور فرما ! امام حسن عليه السّلام فرمود : دروغ ميگوئيد ، به خدا شما نسبت به آن كسى كه از من بهتر بود وفا نكرديد ، چگونه با من وفادارى مينمائيد ! ؟ من كه بشما اطمينان ندارم چگونه مطمئن باشم ؟ اگر راست ميگوئيد موعد من و شما لشكرگاه مدائن باشد ، همه در آنجا حاضر شويد . آنگاه آن حضرت با آن افرادى كه تصميم خروج داشتند سوار شدند و گروه زيادى تخلف كردند و به آن وعده‌هائى كه به آن حضرت داده بودند وفا ننمودند و حاضر نشدند ، آن بزرگوار را آن طور فريب دادند كه قبلا حضرت امير را فريفتند . امام حسن پس از اين بىوفائىها برخاست بسخنرانى پرداخت و فرمود : شما مرا آن طور گول زديد كه شخص قبل از مرا گول زديد ! بعد از من بوسيلهء چه امامى با دشمنان دين قتال خواهيد كرد ، با آن كافر و ظالمى كه هرگز به خدا و رسول ايمان نياورده است ، او و بنى اميه اظهار اسلام ننمودند مگر از خوف شمشير ! ؟ اگر از