تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسن مجتبى ع ) ( فارسي ) — صفحة 341

مساهمون:

ص٣٤١
خواند و ايشان را براى جهاد در راه خدا آماده نمود . سپس دستور داد تا در ميان آن خندقى كه در اطراف لشكرگاه خود كنده بود آتش روشن كردند . اين دستور را بدين جهت داد كه از يك طرف با دشمن جهاد نمايد . وقتى مردى از طرف لشكر ابن سعد كه او را ابن ابى جويريهء مزنى ميگفتند آمد و نظرش به آن آتش افتاد كه شعله‌ور شده كف زد و به امام حسين و يارانش گفت : بشارت باد شما را به آتش دوزخ ، حقا كه شما عجله كرديد و آتش جهنم را در دنيا مشاهده نموديد ! امام حسين فرمود : اين مرد كيست ؟ گفته شد : ابن ابى جويريهء مزنى است . امام حسين عليه السّلام در حق وى نفرين كرد و فرمود : پروردگارا ! آتش جهنم را در دنيا نصيب اين مرد بگردان ! ناگاه اسب آن نابكار رم كرد و او را در ميان همان آتشها انداخت و سوخت ! ! پس از اين شخص مرد ديگرى از لشكر ابن سعد كه او را تميم بن حصين ( بضم حاء و فتح صاد ) فزارى ميگفتند خارج شد و به امام حسين و يارانش فرياد زد و گفت : اين آب فرات را مىبينيد كه نظير شكم ماهىها ميدرخشد ، به خدا قسم قطره‌اى از آن را نخواهيد آشاميد تا جرعهء مرگ را با جزع و فزع بياشاميد ! امام حسين عليه السّلام فرمود : اين مرد كيست ! ؟ گفته شد : تميم بن حصين است . امام حسين فرمود : اين شخص و پدرش اهل جهنم ميباشند . پروردگارا ! اين مرد را امروز از تشنگى نابود كن ! راوى ميگويد : تشنگى بقدرى بر آن خبيث غلبه يافت كه از بالاى اسب خود سقوط كرد و اسبها بدن او را پايمال نمودند و داخل جهنم شد . سپس مرد ديگرى از لشكر ابن سعد متوجه امام حسين شد كه او را محمّد بن