تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسن مجتبى ع ) ( فارسي ) — صفحة 340

مساهمون:

ص٣٤٠
خواهند گفت ! ؟ نه به خدا ، ما تو را تنها نمىگذاريم . ما نيز بدنبال تو خواهيم بود ما جان خود را فداى جان تو مينمائيم ، ما خون‌هاى خود را براى خون تو بريختن ميدهيم ، هر گاه ما يك چنين فداكارى را بكنيم وظيفه و عملى را كه بر ما لازم بوده انجام داده‌ايم . پس از عبد اللَّه مردى برخاست و در مقابل امام حسين قرار گرفت كه او را زهير ( بضم زاء و فتح هاء ) ابن قين بجلى ميگفتند . وى گفت : يا بن رسول اللَّه ! من دوست دارم در راه تو و افرادى كه با تو ميباشند كشته و زنده شوم ، دوباره كشته و زنده كردم ، براى سومين بار كشته و زنده شوم تا صد مرتبه و خدا بوسيلهء من بلاء را از شما و اهل بيت دفع نمايد . امام حسين عليه السّلام پس از اينكه دعا كرد و بياران خود فرمود : خدا بشما جزاى خير دهد ، دستور داد تا اطراف لشكرگاه را شبيه به خندق گود نمودند . سپس فرمود : مقدارى هيزم آماده كردند بعد از اين جريان حضرت على ابن الحسين را با تعداد سى نفر سوار و بيست نفر پياده فرستاد تا آب بياورند و آنان شديدا ترسان بودند . آنگاه امام حسين عليه السّلام چهار شعر را انشاء كرد كه مطلع آنها اين است : 1 -
يا دهر اف لك من خليل * كم لك بالاشراق و الاصيل
اين چهار بيت را به زبان فارسى بنظم در آورده‌اند و گفته‌اند :
اى روزگار دوستيت پايدار نيست * با دوست غير دشمنيت هيچ كار نيست
بس بامداد و شام تو جمعى ز دوستان * كشتى و دشمنيت آشكار نيست
هر زنده‌اى چو من بسوى مرگ ميرود * جاويد غير حضرت پروردگار نيست
سپس امام حسين عليه السّلام به ياران خود فرمود : بر خيزيد براى آخرين مرتبه آب بياشاميد ، وضو بگيريد ، غسل كنيد ، لباسهاى خود را شستشو دهيد تا كفن شما باشد . بعد از انجام اين اعمال بود كه امام حسين با ياران خود نماز صبح را
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسن مجتبى ع ) ( فارسي ) — صفحة 340 | العلامة المجلسي / محمدجواد نجفى