تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسن مجتبى ع ) ( فارسي ) — صفحة 337

مساهمون:

ص٣٣٧
شدم سه مرتبه شنيدم منادى ميگفت : اى حر ! مژده باد تو را به بهشت ! وقتى متوجه صاحب اين ندا شدم كسى را نديدم . با خود گفتم : مادرت در عزايت گريان شود ، تو براى قتال با پسر پيامبر خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم خارج ميشوى و بشارت بهشت به تو داده مىشود ! ؟ موقع نماز ظهر بود كه حر بن يزيد با امام حسين مصادف شد . حسين بن على بفرزندش فرمود : تا اذان و اقامه بگويد . سپس امام عليه السّلام برخاست و با دو لشكر نماز خواند . وقتى سلام نماز را گفت حر بن يزيد از جاى جست و گفت : السّلام عليك يا بن رسول اللَّه و رحمة اللَّه و بركاته . امام حسين فرمود : و عليك السّلام ، تو كيستى ؟ گفت : من حر بن يزيد ميباشم . فرمود : بر عليه يا بر له ما هستى ؟ گفت : به خدا قسم كه من براى قتال تو فرستاده شدم . ولى پناه به خدا ميبرم كه از قبرم بر انگيخته شوم و پيشانى من به پاهايم بسته شده باشد و با صورت داخل جهنم شوم . اى پسر پيغمبر ! كجا ميروى ! برگرد بجانب حرم جدت . زيرا اگر بعراق بيائى شهيد خواهى شد . امام حسين عليه السّلام در جواب حر اين اشعار را خواند : 1 -
سأمضى فما بالموت عار على الفتى * اذا ما نوى حقا و جاهد مسلما
2 -
و واسى الرجال الصالحين بنفسه * و فارق مثبورا و خالف مجرما
3 -
فان مت لم اندم و ان عشت لم الم * كفى بك ذلا ان تموت و ترغما
1 - يعنى من به زودى از اين جهان ميگذرم و مرگ براى جوانمرد عيب و عار نيست ، در صورتى كه نيت او حق باشد و در حالى كه مسلمان باشد و جهاد نمايد . 2 - و جان خود را براى مردان نيكوكار فدا كند و از شخص ملعون مفارقت و با شخص مجرم مخالفت نمايد . 3 - اگر من شهيد گردم ندامت و پشيمانى ندارم و اگر زنده بمانم مورد ملامت نخواهم بود . ولى براى تو همين بس كه در حال ذلت بميرى و بينى تو به خاك ماليده شود .