تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسن مجتبى ع ) ( فارسي ) — صفحة 276

مساهمون:

ص٢٧٦
6 - نيز در كتاب سابق الذكر از پيامبر معظم اسلام روايت مىكند كه فرمود : كسى كه خوشحال است زندگى وى نظير زندگى من باشد ، مردن او مثل مردن من باشد ، در بهشت برين در منزل من باشد ، بهشتى كه درختان او را خدا بدست قدرت خود آفريده است بايد على بن ابى طالب را دوست داشته باشد و به اوصياى بعد از آن حضرت اقتداء نمايد ، زيرا آنان عترت منند ، ايشان از گل من آفريده شده‌اند ، من از آن افراد امتم كه منكر فضائل و مناقب ايشان باشند به خدا شكايت مينمايم . همان افرادى كه با ايشان قطع رحم ميكنند . به خدا قسم بعد از من اين حسينم را خواهند كشت ، خدا شفاعت مرا نصيب آنان ننمايد . 7 - در كتاب ارشاد مينگارد : يكوقت حضرت امير عليه السّلام سخنرانى كرد و فرمود : قبل از اينكه مرا از دست بدهيد هر چه ميخواهيد بپرسيد ، به خدا قسم در بارهء گروهى كه صد تن را گمراه يا هدايت نمايند جويا نميشويد مگر اينكه من شما را از گوينده و سرپرست آنان تا روز قيامت آگاه خواهم كرد . مردى برخاست و گفت : مرا از اينكه در سر و صورتم چند تار مو وجود دارد آگاه كن ؟ حضرت امير فرمود : دوست من حضرت محمّد صلّى اللَّه عليه و آله به من خبر داد كه تو اين موضوع را از من خواهى پرسيد و فرمود : بشمارهء هر تار موئى كه در سر تو باشد ملكى است كه تو را لعنت مىكند و بشمارهء هر تار موئى كه در ريش و صورت تو باشد يك شيطانى است كه تو را تحريك مينمايد . در خانهء تو يك پسرى مىباشد يعنى