تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسن مجتبى ع ) ( فارسي ) — صفحة 279

مساهمون:

ص٢٧٩
پيامبر خدا فرمود : واى بر تو ! چگونه وى را دوست نداشته باشم در صورتى كه او ميوهء قلب و نور چشم من مىباشد ، آيا نه چنين است كه امتم وى را به زودى شهيد خواهند كرد ؟ و هر كسى حسين را پس از شهيدشدنش زيارت كند خدا ثواب يكى از حج‌هاى مرا در نامهء عملش خواهد نوشت . عائشه دچار تعجب شد و گفت : ثواب يكى از حج‌هاى تو ! ؟ فرمود : آرى ، بلكه ثواب دو حج از حج‌هاى من . عائشه : ثواب دو حج از حج‌هاى تو ! ؟ پيغمبر خدا : آرى ، بلكه ثواب چهار حج از حج‌هاى من . راوى ميگويد : پيامبر خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم همچنان به تعداد حج‌هاى خود اضافه كرد تا اينكه به - 90 - حج و عمرهء مقبوله رسيد ! 13 - نيز در همان كتاب از امام محمّد باقر عليه السّلام از پيغمبر اعظم اسلام آن روايتى را نقل مىكند كه در شمارهء - 6 - همين بخش نگاشته شد . 14 - نيز در كتاب مذكور از حضرت باقر آل محمّد صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم روايت مىكند كه فرمود : هر گاه حسين نزد پيغمبر خدا مىآمد رسول خدا او را به خود مىچسبانيد و به حضرت امير ميفرمود : حسين را نگاه دار . آنگاه امام حسين را مىبوسيد و گريه ميكرد ! امام حسين به پيامبر خدا ميگفت : چرا گريه ميكنى ؟ ميفرمود : اى پسر عزيزم من جاى شمشيرهائى كه بر بدن تو وارد خواهد شد ميبوسم و اشك ميريزم . حسين عليه السّلام گفت : پدر جان ! آيا من شهيد ميشوم ؟ فرمود : آرى ، به خدا قسم كه پدر و برادرت نيز كشته خواهند شد . امام حسين گفت : آيا قبور ما پراكنده خواهد بود ؟ فرمود : آرى اى پسر عزيزم . امام حسين گفت : چه كسى از امت تو قبر ما را زيارت خواهد كرد ؟ فرمود : غير از صديقين امت من مرا و پدرت و برادرت و تو را زيارت نخواهند كرد . 15 - نيز در كتاب كامل الزيارات از ابو عبد اللَّه جدلى روايت مىكند كه گفت :