همراه داشتند و شمشيرهاى خود را كه سفيد و درخشنده بودند حمايل كرده بودند ، آنگاه در اطراف اين زمين يك خطى كشيدند . سپس گويا ، ديدم اين نخلها شاخههاى خود را به زمين ميزدند و اين زمين غرق خون تازه شد ! آنگاه حسين كه جوجه و فرزند و چون مخ من مىباشد در ميان درياى خون غرق شده و هر چه استغاثه مىكند كسى نيست بفريادش برسد ! پس از اين ماجرا ديدم مردانى كه سفيد و نورانى بودند از آسمان نازل شدند و گفتند : اى آل رسول ! صبور باشيد ! زيرا شما بدست اشرار مردم كشته خواهيد شد . يا ابا عبد اللَّه ! اين بهشت است كه مشتاق تو مىباشد . آنگاه ايشان به من تعزيت ميگفتند و ميگفتند : يا ابا الحسن ! مژده باد تو را ، زيرا در آن روزى كه مردم در محضر عدل خدا قيام ميكنند خدا چشم تو را بوسيلهء اين حسين روشن خواهد كرد پس از اين جريان بود كه بيدار شدم .
قسم به حق آن كسى كه جان على در دست قدرت او مىباشد صادق مصدق ( بضم ميم و فتح صاد و دال با تشديد ، يعنى كسى كه او را تصديق كرده باشند ) يعنى حضرت محمّد صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم به من خبر داد ؛ من اين زمين را موقعى كه براى قتال با مردمان ستمكار خارج شوم خواهم ديد . اين زمين ، كرب و بلا مىباشد . حسين و تعداد هفده نفر از فرزندان من و فرزندان فاطمه در اين زمين دفن خواهند شد ! اين زمين در آسمانها معروف به كربلاء است ، همچنان كه بقعهء حرمين و بقعهء بيت المقدس معروفند .
سپس آن حضرت به من فرمود : يا بن عباس ! در اطراف اين زمين در جستجوى پشكل آهو باش ، به خدا قسم كه من دروغ نميگويم و دروغ به من گفته نشده ، رنگ آنها نظير رنگ زعفران مىباشد ، ابن عباس ميگويد : من در صدد جستجوى پشكل آهوان بر آمدم و آنها را يافتم ، آنگاه آن حضرت را صدا زدم و گفتم : من پشكل آهوان را به همان صفاتى كه فرمودى يافتم . حضرت امير فرمود : خدا و رسول راست ميگويند .
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسن مجتبى ع ) ( فارسي ) — صفحة 271
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٧١