تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسن مجتبى ع ) ( فارسي ) — صفحة 269

مساهمون:

ص٢٦٩
تو را سلام مىرساند و ميفرمايد : على بن ابى طالب از براى تو نظير هارون است براى حضرت موسى يك تفاوت در كار است كه بعد از تو پيامبرى نخواهد بود . اين مولود را با پسر هارون همنام كن . رسول اكرم فرمود : نام فرزند هارون چه بود ؟ جبرئيل گفت : شبر بود . پيغمبر خدا صلّى اللَّه عليه و آله فرمود : معنى شبر چيست ؟ گفت : حسن . اسماء ميگويد : پيامبر خدا بعد از اين جريان آن نوزاد مقدس را حسن ناميد . هنگامى كه حضرت زهراى اطهر امام حسين عليه السّلام را زائيد من پرستار آن حضرت بودم ، وقتى رسول خدا آمد به من فرمود : پسرم را بياور ! من امام حسين را در حالى كه در ميان پارچه سفيدى پيچيده شده بود بحضور حضرت محمّد صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم بردم . آن حضرت همان اعمالى را كه براى امام حسن انجام داد در بارهء امام حسين عليه السّلام نيز انجام داد و گريان شد ، آنگاه فرمود : اى پسرم ! تو داراى يك مصيبتى خواهى بود . بار خدايا ! قاتل حسين را لعنت كن ! اى اسماء مبادا اين جريان را براى فاطمهء اطهر بگوئى ! موقعى كه روز هفتم امام حسين فرا رسيد پيغمبر معظم اسلام نزد من آمد و فرمود : پسرم را بياور ، من امام حسين را نزد آن حضرت بردم و آن بزرگوار همان اعمالى را نسبت به حسين انجام داد كه در بارهء امام حسن انجام داده بود . همانطور كه براى امام حسن عقيقه كرده بود براى امام حسين نيز يك قوچ ابلق عقيقه كرد . يك ران و يك پاى آن گوسفند را بقابلهء امام حسين داد ؟ آنگاه سر مبارك امام حسين را تراشيد و مطابق وزن موى سرش نقره صدقه داد . سپس سر مباركش را خوشبو نمود و فرمود : خون ماليدن به سر نوزاد از كارهاى زمان جاهليت است . بعد از اين اعمال امام حسين را در كنار خود نهاد و فرمود : يا ابا عبد اللَّه ! مصيبت تو براى من ناگوار است ! آنگاه شروع بگريه نمود . من گفتم : يا رسول اللَّه ! پدر و مادرم بفداى تو باد چرا روز اول ولادت