تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسن مجتبى ع ) ( فارسي ) — صفحة 242

مساهمون:

ص٢٤٢
6 - صدوق در كتاب عيون اخبار رضا عليه السّلام از فضل روايت مىكند كه گفت : از حضرت رضا شنيدم ميفرمود : هنگامى كه خداى مهربان به حضرت ابراهيم دستور داد ، آن قوچى را كه براى آن حضرت نازل شده بود در عوض فرزندش اسماعيل ذبح نمايد . حضرت ابراهيم آرزو داشت ، كاش پسرم اسماعيل را قربانى ميكردم و مأمور نميشدم كه اين قوچ را بجاى وى قربانى كنم . ابراهيم عليه السّلام بدين جهت اين تمنا را كرد كه مصيبت آن پدرى در قلبش جاىگزين شود كه عزيزترين فرزند خود را بدست خويش در راه خدا قربانى كرده باشد . و به جهت يك چنين مصيبتى مستوجب رفيع‌ترين درجات اهل ثواب شده باشد . خداى رؤف به حضرت ابراهيم وحى كرد : يا ابراهيم ! محبوبترين خلق من نزد تو كيست ؟ گفت : پروردگارا ! خلقى را نيافريدى كه از حبيب تو حضرت محمّد صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم نزد من عزيزتر باشد . خطاب شد : آيا محمّد نزد تو محبوبتر است يا خودت گفت : بلكه حضرت محمّد صلّى اللَّه عليه و آله نزد من از خودم محبوبتر است . خطاب رسيد : فرزند حضرت محمّد نزد تو محبوبتر است يا فرزند خودت ؟ گفت : بلكه فرزند آن حضرت نزد من محبوبتر است . خطاب آمد : ذبح فرزند آن بزرگوار از راه ظلم براى قلب تو دردناكتر است يا ذبح فرزند خودت كه وى را بدست خود در طاعت من قربانى كنى ؟ گفت : پروردگارا ذبح فرزند آن حضرت كه بدست دشمنانش انجام گيرد براى قلب من دردناكتر است . خطاب شد : يا ابراهيم ! گروهى كه گمان ميكنند از امت حضرت محمّد ميباشند پسرش حسين را بعد از آن حضرت بظلم و دشمنى به نحوى خواهند كشت كه گوسفندان را سر مىبرند . آنان براى اين جنايت مستوجب خشم من خواهند شد . حضرت ابراهيم عليه السّلام براى اين مصيبت جزع و فزع كرد و قلبش سوخت و شروع بگريه كرد . پس از اين جريان بود كه خطاب آمد : يا ابراهيم ! ما اين جزع و فزع تو را كه براى امام حسين عليه السّلام كردى در عوض اينكه پسرت اسماعيل را در راه ما قربانى كرده باشى قبول كرديم و بدين وسيله رفيع‌ترين درجات افراد مصيبت - زده را به تو عطا نموديم . معناى قول خداى سبحان كه ( در آيهء - 107 - سورهء