تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسن مجتبى ع ) ( فارسي ) — صفحة 245

مساهمون:

ص٢٤٥
12 - در كتاب خرائج از پيامبر معظم اسلام صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم روايت مىكند كه فرمود : هنگامى كه خدا تصميم گرفت قوم نوح را هلاك كند بنوح وحى كرد : از درخت ساج تخته درست كند . موقعى كه نوح آن تخته‌ها را آماده كرد نميدانست آنها را چه كند . پس از اين جريان جبرئيل آمد و شكل كشتى را به آن حضرت نشان داد . يك تابوت با جبرئيل بود كه حاوى يك صد و بيست و نه هزار ( 129000 ) ميخ بود . نوح كشتى را با آن ميخها ميخ كرد تا اينكه پنج عدد از آنها باقى ماند . وقتى دست خود را به يكى از آن ميخهاى پنجگانه زد آنچنان نورانى شد كه ستارهء درخشنده‌اى در افق آسمان نورانى شود . حضرت نوح از اين منظره همچنان متحير ماند ! ! ناگاه آن ميخ به زبان فصيح گفت : من بنام بهترين پيامبران يعنى حضرت محمّد بن عبد اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله ميباشم . جبرئيل عليه السّلام نازل شد و حضرت نوح به او فرمود : اين چه نوع ميخى است كه من نظير آن را نديده‌ام ! ؟ جبرئيل گفت : اين ميخ بنام سيد انبياء حضرت محمّد بن عبد اللَّه است . آن را در سمت راست جلو كشتى نصب كن . سپس حضرت نوح عليه السّلام دست به ميخ دومى زد و ديد آن نيز درخشيد و نورانى شد ! نوح به جبرئيل گفت : اين چه نوع ميخى است ؟ جبرئيل گفت : اين نام برادر و پسر عمويش سيد اوصياه يعنى على بن ابى طالب عليه السّلام مىباشد ، آن را در طرف چپ جلو كشتى نصب كن . وقتى حضرت نوح دست به سومين ميخ زد آن نيز نورانى و درخشنده شد ! جبرئيل گفت : اين بنام فاطمهء اطهر است . آن را پهلوى ميخ پدرش نصب كن . هنگامى كه حضرت نوح دست به ميخ چهارم زد و آن نيز درخشيد جبرئيل فرمود : اين ميخ بنام حسن است ، آن را پهلوى ميخ پدرش نصب كن . وقتى آن حضرت دست به پنجمين ميخ زد و آن هم درخشيد و نورانى گرديد و يك رطوبتى داد ، جبرئيل گفت : اين ميخ از امام حسين مىباشد ، آن را پهلوى ميخ
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسن مجتبى ع ) ( فارسي ) — صفحة 245 | العلامة المجلسي / محمدجواد نجفى