اما اينكه ميگوئى ابرها از صورت يزيد سيراب ميشوند ، اين صفت از پيامبر اعظم اسلام بود ، نه از يزيد . اما اينكه گفتى : افرادى كه براى ازدواج با يزيد غبطه ميخورند از اشخاصى كه براى ازدواج با شما غبطه ميخورند بيشترند ، افرادى كه براى ازدواج با يزيد غبطه ميخورند جاهل و نادانند ، ولى اشخاصى كه اين غبطه را نسبت بما ميخورند عاقل و دانشمند ميباشند .
سپس امام حسين عليه السّلام پس از سخنى كه گفت فرمود : عموما شاهد باشيد كه من ام كلثوم دختر عبد اللَّه جعفر را براى پسر عمويش قاسم بن محمّد بن جعفر با مهريهء چهار صد و هشتاد درهم ازدواج نمودم و آب ملكى را كه در مدينه يا فرمود : زمينى را كه در عقيق دارم به اين دختر دادم كه دخل و درآمد آن در هر سالى مبلغ هشت هزار دينار طلا خواهد بود و اين مبلغ ان شاء اللَّه اين زن و شوهرش را بىنياز مينمايد .
راوى ميگويد : رنگ مروان ديگرگون شد و گفت : اى بنى هاشم ! آيا با ما پيمانشكنى ميكنيد ! ؟ شما جز عداوت چيزى را نمىپذيريد ! پس از اين جريان امام حسين عليه السّلام داستان عائشه دختر عثمان را با خواستگارى امام حسن و نپذيرفتن مروان را خاطر نشان وى نمود و فرمود : اى مروان ! اكنون چه كسى عهدشكنى مينمايد ! ؟ مروان پس از اين جريان اين دو شعر را خواند :
1 -
اردنا صهركم لنجدد ودا * قد اخلقه به حدث الزمان
1 - يعنى منظور ما اين بود كه دامادى شما را بپذيريم ، و تجديد مودت كنيم زيرا حوادث روزگار آن را كهنه كرده بود ، 2 - و موقعى كه نزد شما آمدم تقاضاى مرا نپذيرفتيد و آن كينه و خصومتهاى پنهانى خود را واضح و آشكار نموديد . سپس ذكوان كه يكى آزادشدگان بنى هاشم بود جواب مروان را به اين اشعار داد :
1 -
اماط اللَّه منهم كل رجس * و طهرهم بذلك في المثانى
1 - يعنى خدا هر پليدى را از اهل بيت پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله دور نموده و بدين وسيله ايشان را در قرآن پاك و پاكيزه كرده است .
2 - براى اهل بيت پيغمبر اعظم اسلام غير از خود آنان نظير و همانندى وجود