امام حسين نشست و گروهى از افراد جليل القدر هم در حضور آن حضرت مشرف بودند . مروان گفت : معاويه مرا مأمور كرده كه اين ازدواج را مورد عمل قرار دهم . مهريهء اين دختر را هر مبلغى كه پدرش بگويد قرار مىدهم و صلح و سازش بين بنى اميه و بنى هاشم و اداء كردن قرض عبد اللَّه جعفر هم جز مهريهء وى خواهد بود . من ميدانم آن افرادى كه براى ازدواج نمودن با يزيد غبطه ميخورند بيشتر از اشخاصى ميباشند كه براى ازدواج با شما غبطه بخورند . تعجب ميكنم كه يزيد چگونه مهريه قرار ميدهد در صورتى كه يزيد شخصى است بىنظير و ابرها از صورت يزيد سيراب ميگردند ! يا ابا عبد اللَّه ! اين پيشنهاد را بپذير ! امام حسين عليه السّلام فرمود : سپاس مخصوص آن خدائى است كه ما را براى دين خود انتخاب كرد ، ما را از ميان خلق خود برگزيد . الى آخره . آنگاه متوجه مروان شد و فرمود : آنچه را كه گفتى ما شنيديم .
اما مهريهء اين دختر كه ميگوئى : هر مبلغى است كه پدرش معلوم نمايد ، بجان خودم قسم اگر ما اين موضوع را ميپذيرفتيم از سنت پيامبر خدا صلّى اللَّه عليه و آله و ميزان مهريهء دختران و زنان اهل بيت آن حضرت تجاوز نميكرديم . سنت پيغمبر خدا اين است كه مبلغ مهريه دوازده اوقيه باشد كه چهار صد و هشتاد درهم مىشود .
اما اينكه ميگوئى : قرض پدرش را ادا خواهيم كرد ، چه موقع بوده كه زنان ما قرضهاى ما را ادا كرده باشند ( كه اين دومين بار باشد ؟ ) اما صلح و سازش بين اين دو قبيله ، ما گروهى هستيم كه با شما براى رضاى خدا دشمنى ميكنيم ، ما با شما براى دنيا صلح و سازش نخواهيم كرد ! بجان خودم قسم كه حسب و نسب نتوانسته بين ما را صلح و سازش دهد تا چه برسد به سبب ! اما اينكه ميگوئى : تعجب ميكنيم از يزيد كه چگونه مهريه قرار ميدهد ، حقا آن كسى كه از يزيد و پدر و جد يزيد بهتر بود مهريه قرار داد ! اما اينكه گفتى : يزيد شخصى است بىنظير ، همان كسى كه قبلا نظير و لايق يزيد بود امروز نيز خواهد بود . زيرا امير بودن يزيد چيزى بر مقام و شخصيت وى اضافه ننموده
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسن مجتبى ع ) ( فارسي ) — صفحة 220
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٢٠