قضاوت آن را بعهدهء خدا و رسول بگذاريد . ( و در آيهء - 83 - همان سوره ميفرمايد : ) اگر داورى اختلافات خود را بعهدهء رسول و صاحبان امر يعنى امامان بگذارند آن افرادى كه احكام را استنباط ميكنند حكم آن را خواهند دانست . اگر فضل و رحمت خدا شامل حال شما نمىشد شما جز عدهء اندكى تبعيت از شيطان ميكرديد .
من شما را از اينكه گوش بدعوتهاى شيطانى بدهيد بر حذر ميدارم ! زيرا شيطان براى شما دشمنى است آشكار ، اگر شما از شيطان تبعيت نمائيد نظير آن دوستان وى ميشويد كه خدا ( در سورهء انفال ، آيهء - 48 ) راجع به آنان ميفرمايد :
شيطان بدوستانش ميگويد : امروز كسى از مردم بر شما غالب نخواهد شد و من شما را پناه خواهم داد . اما هنگامى كه دو لشكر يك ديگر را ديدند شيطان به عقب برگشت و گفت : من از شما بيزارم . اگر شما فريب شيطان را بخوريد دچار ضربت شمشير و نيزهها و شكستن استخوانها و هدف نيزهها خواهيد شد . سپس ايمان آوردن اين گونه افراد كه قبلا ايمان نياورده باشند يا عمل خيرى انجام نداده باشند قبول نخواهد شد . سپس معاويه به امام حسين گفت : يا ابا عبد اللَّه تا اين اندازه كافى است ، حقا كه تبليغ خود را كردى ! ! 2 - نيز در كتاب مناقب مينگارد : يك روز مروان بن حكم به امام حسين گفت :
اگر فخريه و مباهات شما بر ما بوسيلهء فاطمه زهراء نباشد پس به چه وسيلهاى بما فخريه خواهيد كرد ؟ امام حسين عليه السّلام از جاى برجست و به شدت گلوى مروان را گرفت و فشار داد . آنگاه عمامهء مروان را بگردنش پيچيد ! كار به جائى رسيد كه مروان غش كرد ! ! سپس امام حسين عليه السّلام نزد گروهى از قريش آمد و فرمود : شما را به خدا قسم مىدهم اگر اين سخنانى كه من ميگويم صحيح است سخن مرا تصديق كنيد :
آيا شما در زمين دو محبوبى كه از من و برادرم نزد پيامبر خدا محبوبتر باشند سراغ داريد . و يا اينكه در روى زمين كسى را غير از من و برادرم كه پسر دختر پيغمبر باشند مىشناسيد ؟ گفتند : نه . فرمود : من هم در روى زمين كسى را كه ملعون بن ملعون باشد نمىشناسم غير از مروان بن حكم و پدرش كه پيغمبر معظم السّلام صلّى اللَّه عليه و آله او را تبعيد نمود .
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسن مجتبى ع ) ( فارسي ) — صفحة 218
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢١٨