به خدا قسم ما بين جابرس و جابلق كه يكى از آنها در مشرق و ديگرى در مغرب مىباشد مردى نيست كه خود را به اسلام منسوب بداند و از تو و پدرت براى خدا و رسول و اهل بيتش خصومت بيشترى داشته باشد . علامت صدق قول من در بارهء تو اين است كه هر گاه غضب كنى عباى تو از دوش تو مىافتد . راوى ميگويد :
به خدا قسم مروان غضب كرد و هنوز از جاى خود برنخاسته بود كه عبايش از دوشش افتاد ! ! 3 - در تفسير عياشى از امام جعفر صادق عليه السّلام روايت مىكند كه فرمود :
موقعى كه مروان بن حكم داخل مدينه شد بقفا روى تخت خوابيد و در حضور يكى از دوستان امام حسين گفت : بسوى مولاى خود كه بر حق است باز گشتند ، آگاه باش كه فرمانفرمائى مخصوص به خدا است كه سريعترين حسابكنندگان مىباشد .
امام حسين بدوست خود گفت : هنگامى كه مروان داخل مدينه شد چه گفت ؟
گفت : وقتى داخل شد بر سر تخت بقفا خوابيد و گفت : بسوى مولاى خود كه بر حق است باز گشتند تا آنجا كه فرموده ، خدا سريعترين حسابكنندگان است .
امام حسين عليه السّلام فرمود : آرى ، به خدا قسم من و يارانم بسوى بهشت باز ميگرديم ، مروان و يارانش هم به طرف جهنم باز خواهند گشت .
4 - در كتاب مناقب مينويسد : امام حسين عليه السّلام عائشه دختر عثمان را خواستگارى نمود . مروان گفت : من عائشه را براى عبد اللَّه بن زبير تزويج خواهم كرد . سپس معاويه براى مروان كه در حجاز عامل او بود نوشت : ام كلثوم دختر عبد اللَّه بن جعفر را براى پسرش يزيد خواستگارى كند . مروان نزد عبد اللَّه بن جعفر آمد و جريان را با او در ميان نهاد . عبد اللَّه گفت : اختيار اين دختر دست من نيست . بلكه اجازهء اين عمل دست امام حسين عليه السّلام است كه دائى اين دختر مىباشد هنگامى كه مروان اين جريان را به امام حسين گفت . آن حضرت فرمود : من راجع به ازدواج اين دختر از خدا طلب خير مينمايم .
وقتى مردم در مسجد پيامبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله اجتماع نمودند مروان آمد و نزد
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسن مجتبى ع ) ( فارسي ) — صفحة 219
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢١٩