قبول كردى اين ملك از من است آن را به تو بخشيدم . اين بفرمود و از جاى برخاست .
در روز عاشورا به امام حسين گفته شد : تسليم حكم پسر عمويت يزيد باش فرمود : نه به خدا قسم ، من خودم را بدست خويشتن ذليل شما نخواهم كرد و نظير غلامها فرار نخواهم نمود . سپس فرياد زد : اى بندگان خدا ! من از هر شخص متكبرى كه بروز حساب يعنى قيامت ايمان نياورد به پروردگار خودم و پروردگار شما پناه ميبرم . آنگاه فرمود :
موت في عز خير من حياة في ذل
يعنى مردن با عزت بهتر از زندگى با ذلت است . آن روزى كه آن بزرگوار شهيد شد اين اشعار را خواند :
1 - الموت خير من ركوب العار 2 - و العار اولى من دخول النار .
3 - و اللَّه ما هذا و هذا جارى
1 - يعنى مرگ از مرتكب شدن عار بهتر است . 2 - و عار از داخل شدن در جهنم اولى و سزاوارتر است . 3 - به خدا قسم كه اين و آن جارى نخواهند بود .
ابن نباته گفته :
الحسين الذى رأى القتل في العز * حياة و العيش في الذل قتلا
يعنى حسين عليه السّلام آن جوانمردى است كه كشته شدن با عزت را زندگى و زندگى با ذلت را مردگى ميداند .
در كتاب حليه ميگويد : هنگامى كه لشكر كفر نزد امام حسين وارد شدند و آن حضرت يقين كرد كه آنان با وى قتال خواهند كرد به ياران خويش فرمود : دشمن چنان كه مىبينيد نزد ما آمده است . دنيا ديگرگون شده و نيكوكارى و حلاوت آن به تلخى مبدل گرديده چيزى از آن باقى نمانده مگر مقدار آبى كه در ته ظرف باقى باشد و الا زندگى است پست نظير چراگاهى وخيم . آيا نمىبينيد كه حق عملى نميشود و از باطل جلوگيرى نميگردد ، تا اينكه شخص مؤمن براى ملاقات خدا راغب شود . من مرگ را جز سعادت نمىبينم و زندگى با ستمكيشان را غير از ملال