تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسن مجتبى ع ) ( فارسي ) — صفحة 205

مساهمون:

ص٢٠٥
كسى كه تو مولاى او باشى . 3 - خوشا به حال كسى كه خدمتگزار تو و بيدار باشد و از دست بليه و گرفتارى خود به حضرت ذو الجلال شكايت نمايد . 4 - هيچ عليلى و مريضى ندارد كه از محبت مولاى خود بيشتر باشد . 5 - هر گاه غم و اندوه و غصهء خويش را اظهار نمايد خداى مهربان جواب او را لبيك خواهد گفت . 6 - هر وقت در اين تاريكى دست بدعا بلند كند خدا وى را گرامى ميدارد و بلطف خويشتن نزديك مينمايد . سپس شنيدم ندائى در جوابش گفت : 1 -
لبيك عبدى و انت في كنفى * و كلما قلت قد علمناه
1 - يعنى لبيك اى بندهء من ! تو در جوار من هستى . آنچه را كه گفتى ما آنها را شنيديم . 2 - ملائكه من مشتاق صوت تو ميباشند . همين صدائى كه ما شنيديم براى تو كافى خواهد بود . 3 - دعاى تو در حجب من جولان مىزند . براى تو كافى است كه ما موانع استجابت دعاى تو را بر طرف نموديم . 4 - اگر باد از اطراف و جوانب او وزيدن گيرد غش مىكند در آن موقعى كه وى را فرا گيرد . 5 - بدون اينكه بىرغبت و خائف باشى از من هر چه ميخواهى بدون حساب بخواه ! زيرا من خدا هستم . 6 - نيز در همان كتاب اين اشعار را به آن حضرت نسبت ميدهد . 1 -
يا اهل لذة دنيا لا بقاء لها * ان اغترارا بظل زائل حمق
1 - يعنى اى اهل لذت دنيائى كه بقائى ندارد ، حقا كه فريب خوردن سايه‌اى كه از بين ميرود حماقت است . نيز از آن بزرگوار نقل شده كه فرموده :
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسن مجتبى ع ) ( فارسي ) — صفحة 205 | العلامة المجلسي / محمدجواد نجفى