تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسن مجتبى ع ) ( فارسي ) — صفحة 199

مساهمون:

ص١٩٩

بخش بيست و ششم در بارهء اخلاق و رفتار و ياران امام حسين عليه السّلام

1 - در تفسير عياشى از مسعده روايت مىكند كه گفت : امام حسين عليه السّلام به گروهى از فقراء عبور كرد كه عباى خود را گسترده بودند و چند پاره‌اى نان روى آن ريخته و مشغول خوردن بودند . آنان به امام حسين گفتند : يا بن رسول اللَّه ! بيا ( با ما غذا بخور ) امام عليه السّلام نشست و با ايشان مشغول غذا خوردن شد و اين آيه را تلاوت كرد :
إِنَّه لا يُحِب الْمُسْتَكْبِرِين
يعنى خدا افراد متكبر را دوست ندارد . سپس به فقراء فرمود : من دعوت شما را پذيرفتم ، شما هم دعوت مرا اجابت نمائيد ! گفتند : اطاعت ميكنيم يا بن رسول اللَّه . آنگاه برخاستند و با آن حضرت وارد منزل امام حسين شدند . آن بزرگوار به كنيزك خود فرمود : آنچه را كه ذخيره نموده‌اى بياور ! 2 - در كتاب مناقب از عمرو بن دينار روايت مىكند كه گفت : امام حسين عليه السّلام نزد اسامة بن زيد كه مريض بود رفت ، شنيد كه اسامه ميگفت : وا غماه ! امام حسين فرمود : اى پسر برادرم ! غم و اندوه تو چيست ؟ گفت : قرض من مىباشد كه به شصت هزار درهم رسيده . امام حسين عليه السّلام فرمود : قرض تو را من ادا ميكنم اسامه گفت : ميترسم بميرم . فرمود : تو نخواهى مرد تا من قرض تو را ادا نمايم .