ابن فضال به وى گفت : پس ابو بكر و عمر در حق پيغمبر خدا صلّى اللَّه عليه و آله ظلم كردهاند ، زيرا وصيت نمودهاند ايشان را در مكانى دفن نمايند كه حقى در آن نداشتند . و اگر موضع آن قبر از ابو بكر و عمر بوده و آن را به حضرت رسول اكرم بخشيده باشند حقا كه عمل بدى انجام دادهاند ، زيرا بذل و بخشش خود را پس گرفته و عهدشكنى نمودهاند . در صورتى كه تو اقرار كردى و گفتى :
آيهء
لا تَدْخُلُوا بُيُوت النَّبِيِّ
الى آخره منسوخ نشده ! ابو حنيفه اندكى سر به زير شد آنگاه گفت : آن مكان مال پيغمبر و ابو بكر و عمر نبود ، ولى ابو بكر و عمر از حق عايشه و حفصه استفاده كردند و مستحق اين حق شدند كه در آن موضع دفن شوند . ابن فضال به او گفت : تو قبول دارى وقتى پيامبر اسلام از دنيا رفت تعداد 9 زن داشت ؟ و يك هشتم از اموال آن حضرت به اين 9 زن بعنوان ارث ميرسيد ، زيرا فاطمهء اطهر زنده بود ( و شخص متوفى اگر اولاد داشته باشد يك هشتم از اموالش بعنوان ارث بزنانش ميرسد ) پس بنا بر اين ، هر يك از زنان پيامبر خدا يك نهم از آن يك هشتم ارث مىبرند ، وقتى به آن يك نهم بررسى كنيم مىبينيم كه به هر يك از ايشان يك وجب از آن حجره مطهر ميرسد ، زيرا مساحت آن حجرهء مقدس فلان و فلان است . پس چگونه عمرو ابو بكر بيشتر از حق خود را تصاحب نمودند .
گذشته از اينكه گفتيم ، چگونه عايشه و حفصه از پيغمبر اسلام ارث مىبرند در صورتى كه فاطمه دختر آن بزرگوار از ارث ممنوع شد ! ؟ اين موضوع از جهاتى تناقض دارد ! ؟
ابو حنيفه ( كه محكوم شد ) گفت : اين شخص را از من دور كنيد ! زيرا رافضى خبيثى است ! !
25 - در كتاب ارشاد مينگارد : از جمله اخبارى كه در بارهء شهيد شدن امام حسن وارد شده اين است كه مغيره ميگويد : معاويه براى جعده بنت اشعث پيغام داد كه من تو را براى پسرم يزيد ازدواج ميكنم به شرط اينكه امام حسن را مسموم نمائى ،