خانهء آن حضرت شدند .
آنگاه ابن عباس متوجه عايشه شد و گفت : وا مصيبتاه ! يك روز استر سوار و يك روز شتر سوار ميشوى و ميخواهى نور خدا را خاموش و با دوستان خدا قتال كنى ! بازگرد ! از آن موضوعى كه نگران بودى آسوده خاطر باش . زيرا به آنچه كه ميخواستى رسيد . خدا اهل بيت را يارى خواهد كرد و لو اينكه بعد از مدتى باشد .
امام حسين عليه السّلام فرمود : به خدا قسم اگر امام حسن عليه السّلام به من دستور حفظ خونها را نداده بود و دستور نداده بود كه مبادا حتى به قدر يك خون حجامت خونريزى شود ميديد شمشيرهاى خدائى چگونه به كار ميرفتند ، شمائيد كه با ما عهدشكنى نموديد و آن شرطهائى را كه ما با شما كرديم باطل كرديد ! سپس جنازهء امام حسن را بردند و در بقيع نزد جدهاش فاطمهء بنت اسد به خاك سپردند .
ابن شهر آشوب در كتاب مناقب مينويسد : جنازهء امام حسن را به نحوى تير باران نمودند كه تعداد هفتاد تير از بدن مباركش خارج كردند .
26 - نيز در كتاب ارشاد مينگارد : موقعى كه صلح و سازش بين امام حسن و معاويه برقرار شد امام حسن متوجه مدينه گرديد . در مدينه غيظ و غضب خود را فرو ميبرد ، از خانهء خود خارج نميشد و همچنان در انتظار امر پروردگار خويشتن بود تا اينكه مدت ده سال از خلافت معاويه گذشت . معاويه در نظر گرفت براى پسرش يزيد بيعت بگيرد ، معاويه جعده دختر اشعث بن قيس را كه زوجهء امام حسن بود تحريك نمود كه اگر امام حسن را مسموم كند او را براى يزيد تزويج نمايد ، لذا مبلغ صد هزار درهم براى جعده فرستاد ، جعده امام حسن را مسموم كرد و آن بزرگوار مدت چهل روز مريض بود تا اينكه در ماه رمضان سنهء پنجاهم هجرى در سن ( 48 ) سالگى شهيد شد ، خلافت وى مدت ده سال طول كشيد . برادرش امام حسين كه وصى آن حضرت بود متصدى غسل و كفن آن
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسن مجتبى ع ) ( فارسي ) — صفحة 170
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٧٠