تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسن مجتبى ع ) ( فارسي ) — صفحة 15

مساهمون:

ص١٥
بوسيلهء اولياء ( يعنى حسنين و امامان عليهم السّلام ) محمّد صلّى اللَّه عليه و آله هدايت نمود . معاويه در بارهء حقى كه از من است با من منازعه نمود و من آن را براى اينكه صلاح امت در آن است و براى حفظ خونهاى مردم واگذار نمودم . شما با من به اين شرط بيعت كرديد كه با هر كس صلح و سازش نمايم شما هم صلح و سازش كنيد . نظريهء من اين است كه با معاويه مسالمت كنم ، رأى من اين است كه حفظ خونهاى مردم از ريختن آنها بهتر است ، من صلاح شما را در نظر گرفتم ، و از طرفى هم اين عملى كه من انجام دادم اتمام حجتى است براى آن كسى كه تمناى مقام خلافت را دارد . گر چه ميدانم شايد اين عمل تا يك مدت معلومى براى شما باعث فتنه و آزمايش خواهد بود . سخن امام حسن عليه السّلام در اين باب بالصراحه بطور كلى نشان ميدهد كه آن بزرگوار مغلوب و مقهور و ناچار به تسليم بوده و نشان ميدهد كه اين صلح و سازش ضرر بزرگى را از دين و مسلمين دفع نموده و اين مطلب از آفتاب مشهورتر و از صبح روشنتر مىباشد ، اما اينكه گوينده‌اى گفته : آن بزرگوار خويشتن را از مقام امامت خلع و بر كنار نموده . معاذ اللَّه كه اين طور باشد ! ! زيرا مقام امامت پس از اينكه براى امام حاصل شود به قول وى از آن مقام خارج نخواهد شد ، اكثر مخالفين ما هم ميگويند : اگر امام خود را از مقام امامت خلع و بر كنار نمايد اثرى در خروج نخواهد داشت . به عقيدهء آنان موقعى امام از مقام امامت خلع مىشود كه گناهان كبيره از وى سر زند . اگر خلع امام شخصا مؤثر باشد در صورتى است كه اختيارا اين عمل را انجام دهد ، ولى در صورتى كه قهرى و ناخواسته باشد اثرى نخواهد داشت . گر چه در بعضى از مواضع هم مؤثر باشد . حضرت امام حسن عليه السّلام كه مقام خلافت را به معاويه تسليم نكرد ، بلكه از جنگيدن و غلبه يافتن خوددارى نمود ، اين عمل را به علت نداشتن اعوان و انصار و برخورد ننمودن با فتنه و آشوب انجام داد ، چنان كه قبل از اين شرح داديم . منظور آن حضرت اين بود كه معاويه بقهر و قدرت بر او غالب نشود ، با اينكه
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسن مجتبى ع ) ( فارسي ) — صفحة 15 | العلامة المجلسي / محمدجواد نجفى