تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسن مجتبى ع ) ( فارسي ) — صفحة 134

مساهمون:

ص١٣٤
معظم اسلام صلّى اللَّه عليه و آله در حق پدر و مادر و اهل بيت امام حسين فرموده بود نقل نمود ، صحابه آن روايات را كه ميشنيدند مورد تصديق قرار ميدادند و ميگفتند : همين طور است ، ما بوديم و شنيديم ، تابعين نيز ميگفتند : آرى ما اين روايات را از راويانى كه براى ما نقل ميكردند و بقول آنان اعتماد داشتيم شنيديم . امام حسين در اين سخنرانى كليهء دليل و برهانها را براى آنان ظاهر و هويدا نمود و در پايان سخنرانى خويشتن به آن گروه فرمود : شما را به خدا قسم مىدهم هنگامى كه بشهرهاى خود بازگشتيد كليهء اين مطالبى را كه من براى شما گفتم براى آن افرادى كه به آنان اعتماد داريد نقل نمائيد . امام عليه السّلام پس از اين سخنرانى از منبر فرود آمد و مردم متفرق شدند . 17 - شيخ مفيد در كتاب مجالس و شيخ طوسى در كتاب امالى مينويسند هنگامى كه خلافت معاويه برقرار شد بسر ( بضم باء و سكون سين ) ابن ارطاة را به منظور دستگير كردن شيعيان حضرت على بن ابى طالب عليه السّلام بسوى حج فرستاد . در آن موقع عبيد اللَّه بن عباس استاندار مكه بود . وقتى بسر بن ارطاة عبيد اللَّه را تعقيب كرد و او را نيافت دو كودك كوچك وى را كه در نهايت زيبائى بودند و داراى گيسوانى نيكو بودند بدست آورد و سر بريد . هنگامى كه اين خبر جانگداز بمادر آن دو كودك رسيد نزديك شد كه روح از بدنش مفارقت نمايد . آنگاه اشعار ذيل را سرود :
ها من احس بابنى اللذين هما * كالدرتين تشظا عنهما الصدف
1 - يعنى آگاه باش ! اگر كسى دو فرزند مرا احساس نمايد ( خواهد دانست ) كه نظير دو دانه در بودند كه صدف از آنان پرواز نمايد و جدا شود . 2 - آگاه باش ! اگر كسى دو فرزند مرا كه چون گوش و چشم من بودند احساس كند ( ميداند كه ) امروز قلب من از دست رفته است ! 3 - من از كار بسر آگاه شدم و تصديق نكردم آنچه را كه گمان نمودند از سخن آنان و آن تهمتى كه مرتكب شدند . 4 - شمشير برنده‌اى به شاه رگهاى دو طفل من نهاد و همين طور است