تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسن مجتبى ع ) ( فارسي ) — صفحة 11

مساهمون:

ص١١
جواب : ما ميگوئيم : بحجت و دليل‌هاى ظاهر و قوى ثابت شده كه امام حسن عليه السّلام امامى است معصوم و مؤيد و موفق . پس بناچار بايد در مقابل جميع اعمال و رفتارهاى آن حضرت تسليم بود و آنها را حمل به صحت نمود ، و لو اينكه فلسفه و علت آنها بطور مفصل شناخته نشود ، و چه بسا ظاهر آنها به نحوى بود كه مورد تنفر مردم بودند . خلاصهء اين مطلب و تثبيت آن را در چند موضع از كتاب : تنزيه الأنبياء نگاشتيم . علاوه بر آنكه گفتيم فلسفه و علت اعمالى كه امام حسن عليه السّلام انجام داد و آنچه كه او را بر آن رفتارها وادار نمود واضح و روشن است . زيرا اگر چه عدد آن يارانى كه در اطراف آن حضرت اجتماع كرده بودند زياد بود ولى در عين حال قلب اكثر آنان تباه بود و شيفته دنياى معاويه بودند ، بدون اينكه هيچ گونه مراقبتى بكنند لذا آن بزرگوار را بحسب ظاهر يارى ميكردند و آن حضرت را براى جنگ مستعد و آماده مىنمودند ، ولى منظورشان اين بود كه وى را دچار ورطه نموده تسليم معاويه نمايند ، اما قبل از اينكه به اين مقصود برسند امام حسن عليه السّلام احساس خطر كرد و خويشتن را از امر خلافت بر كنار كرد و از آن مكر و حيله‌اى كه در يك مدت وسيعى عملى مىشد احتراز نمود . خود آن حضرت هم در چند مورد بوسيلهء كلماتى مختلف به اين مطلب تصريح نموده است . از جمله اينكه فرموده : من بدين جهت با معاويه صلح و سازش نمودم تا از ريختن خونها جلوگيرى نمايم ، از طرفى هم از ريختن خون خود و اهل و عيالم و ياران باوفايم در امان باشيم . چگونه آن حضرت از اصحاب خويشتن خائف نباشد و آنان را براى كشتن خود و اهل و عيالش متهم ننمايد و حال آنكه وقتى امام حسن براى معاويه نوشت : مردم بعد از رحلت حضرت امير با آن بزرگوار بيعت نموده‌اند و معاويه را براى اطاعت امام حسن دعوت كرده‌اند معاويه همان جواب معروفى را به آن حضرت داد كه متضمن مغالطه است . در آن نامه براى امام حسن نوشت : اگر من ميدانستم تو از من براى امر خلافت قوام بيشترى ميداشتى ،