خونهاى مسلمانان واگذار نمودم . روايت شده : پيغمبر خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم امام حسن را ديد كه مىآيد رسول خدا فرمود : پروردگارا ! حسن را سالم بدار و ( ديگران را بوسيلهء او ) سالم بدار . 9 - در كتاب : كافى از محمّد بن مسلم از امام محمّد باقر عليه السّلام روايت مىكند كه فرمود : به خدا قسم آن عملى كه حسن بن علي عليه السّلام انجام داد براى اين امت از آنچه كه آفتاب بر آن مىتابد بهتر بود . به خدا قسم اين آيه كه ميفرمايد : آيا نديدى آن افرادى را كه به آنان گفته شد : دست خود را نگاه داريد ، نماز را بر پا و زكات را پرداخت نمائيد اين آيه در بارهء اطاعت كردن از امام است ، ولى ايشان طالب قتال شدند . هنگامى كه جنگيدن بر آنان واجب شد كه در ركاب امام حسين با دشمنان بجنگند گفتند : پروردگارا ! چرا جنگيدن را بر ما واجب كردى ، كاش ما را تا يك مدت نزديكى بتأخير مىانداختى تا دعوت تو را اجابت و از پيامبران متابعت مىنموديم « 1 » منظور آنان از اين تأخير انداختن تا زمان حضرت قائم عليه السّلام بود .
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسن مجتبى ع ) ( فارسي ) — صفحة 10
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٠
سيد مرتضى در كتاب : تنزيه الأنبياء ميگويد : اگر كسى بگويد : امام حسن عليه السّلام براى چه خويشتن را از مقام امامت خلع و بر كنار كرد و آن را بمعاويه تسليم نمود ، در صورتى كه فسق و فجور معاويه ظاهر و هويدا و اسباب امامت از او بعيد و از صفات مقام امامت عارى و بيگانه بود . سپس براى چه بيعت كرد ، عطا و جايزههاى او را پذيرفت ، با او اظهار دوستى نمود ، قائل بامامت وى شد . با اينكه آن حضرت داراى ياورانى فراوان بود ، اصحابش در اطرافش اجتماع كرده بودند افرادى با وى بيعت كرده بودند كه از بذل و بخشش جان و مال در راه او دريغ نداشتند ، عاقبت كار به جائى رسيد كه به آن حضرت گفتند : اى ذليلكنندهء مؤمنين و آن بزرگوار را علنا سرزنش و ملامت مىكردند .
هامش
( 1 ) آيهء - 77 - سورهء نساء و - 44 - سورهء ابراهيم .