تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسن مجتبى ع ) ( فارسي ) — صفحة 106

مساهمون:

ص١٠٦
معاويه به حضرت امام حسن گفت : اى حسن ! تعجب ميكنم از اينكه پيرى بسرعت در شارب تو اثر نموده است ! ميگويند : اين موضوع علامت حماقت و دروغ گفتن مىباشد ! ؟ امام حسن عليه السّلام فرمود : اين طور نيست كه تو شنيده‌اى ، سبب اين موضوع اين است كه دهان ما گروه بنى هاشم خوشبو و لب‌هايمان نيكو است ، زنان ما با نفس‌هاى خود متوجه ما ميشوند ( لذا آن نفسى كه از ايشان به شاربهاى ما مىخورد باعث سفيد شدن شارب ما ميشوند ) ولى چون دهانهاى شما گروه بنى اميه بسيار بد بو مىباشد لذا زنان شما در ( موقع زناشوئى ) دهان و نفس‌هاى خود را به طرف شقيقه‌هاى شما متوجه ميكنند ، علت اينكه موهاى شقيقه و گونه‌هاى صورت شما زودتر سفيد مىشود همين است . مروان به امام حسن گفت : اى بنى هاشم ! آيا نه چنين است كه شما داراى يك خصلت بدى هستيد ! ؟ فرمود : چه خصلتى ؟ گفت : شما شهوتران هستيد . فرمود : آرى شهوترانى از زنان ما گرفته شده و در وجود مردان ما قرار گرفته ولى شهوترانى از مردان شما گرفته شده و در وجود زنانتان جايگزين شده ! لذا غير از مرد هاشمى نميتواند در مقابل زنان اموى قيام كند . آنگاه برخاست و خارج شد و اين اشعار را خواند : 1 - مدت پنجاه و پنج سال است كه من اين روزگار را ميگذرانم و هر سال بعد از سال ديگر اميدوارى دارم . 2 - من در دنيا بمرد عاقلى بر نخوردم فعاليت كردم و به آنچه كه ميخواستم نائل نشدم . 3 - پنجه‌هاى دنيا مرا بسرعت تحويل مرگ داد و يقين كردم كه من رهين مرگ با عجله‌اى خواهم بود . 14 - در كتاب كشف الغمه و مناقب مينگارند : امام حسن عليه السّلام به حبيب بن