تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسن مجتبى ع ) ( فارسي ) — صفحة 104

مساهمون:

ص١٠٤
شخصيتى كه بوسيلهء فضيلت سابق و حسب و نسب فائق بر اهل عالم سيادت و آقائى كرد . منم پسر آن كسى كه اطاعت وى اطاعت خدا و نافرمانى او نافرمانى پروردگار است آيا تو پدرى مثل پدر من دارى كه بوسيلهء وى بر من فخريه كنى ؟ آيا تو يك سوابق عالى نظير سوابق من دارى كه خود را از من برتر بدانى ؟ اى معاويه ! بگو آرى ، يا بگو : نه ! معاويه گفت بلكه ميگويم : نه . اين مطلب براى قول تو يكنوع تصديقى است . امام حسن عليه السّلام فرمود : حق ظاهرتر از آن است كه راه آن تغيير پيدا كند حق را صاحبان عقل ميشناسند . 12 - نيز در كتاب مناقب مينگارد : يكوقت معاويه به امام حسن گفت : من از تو بهترم . امام عليه السّلام در جوابش فرمود : چگونه اى پسر هند ! معاويه گفت : براى اينكه مردم در اطراف من اجتماع نموده‌اند ، ولى كسى در اطراف تو نيست . امام حسن عليه السّلام فرمود : هيهات هيهات ! ! اى پسر هند جگر خوار ! اين بدترين مقامى است كه تو بدست آورده‌اى ، زيرا آن افرادى كه در اطراف تو جمع شده‌اند ، دو دسته‌اند : يكى مطيع و ديگرى مجبور . آنان كه مطيع باشند معصيت خدا را ميكنند ، و اشخاصى كه بطور اجبار از تو فرمانبردارى مينمايند طبق قرآن خدا عذر و موجه دارند . حاشا كه من بگويم : از تو بهترم ، زيرا اصلا در وجود تو خيرى نيست ، بلكه ميگويم : خداى رؤف مرا از صفات پست و رذيله تبرئه كرده ، همچنان كه تو را از صفات نيكو و پسنديده محروم نموده است . در كتاب شيرازى از ابن عباس راجع به آيهء - 64 - سورهء اسراء كه ميفرمايد :
وَ شارِكْهُم فِي الْأَمْوال وَ الْأَوْلادِ

« 1 » نقل مىكند كه گفت : يك روز امام حسن و يزيد بن معاويه نشسته بودند و خرماى تازه ميخوردند . يزيد به امام حسن گفت : من از قديم الايام بغض تو را داشته و دارم . امام عليه السّلام در جوابش فرمود : اى يزيد ! بدان بدان كه شيطان در موقعى كه پدرت با مادرت جماع ميكرد با وى

هامش
( 1 ) يعنى در اموال و اولاد ايشان شركت نما - مترجم
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسن مجتبى ع ) ( فارسي ) — صفحة 104 | العلامة المجلسي / محمدجواد نجفى