مدت چهل سال مالك شرق و غرب خواهد شد ، خوشا به حال كسى كه روزگار او را درك كند و سخن وى را بشنود .
5 - در كتاب : اعلام الدين ديلمى ميگويد : حضرت امام حسن مجتبى عليه السّلام پس از فوت پدر بزرگوارش سخنرانى كرد و بعد از اينكه حمد و ثناى خدا را بجاى آورد فرمود : آرى و اللَّه ذلت و كمى قدرت ما را از جنگيدن با اهل شام باز نداشت ، ولى ما بوسيلهء سلامت و صبورى با ايشان قتال مينمائيم و سلامت با عداوت و صبورى با جزع و فزع آميخته و مشتبه شد . شما در حالى متوجه ما بوديد كه دين شما بر دنياى شما مقدم بود ، ولى اكنون در حالى هستيد كه دنياى شما بر دين شما مقدم شده است . ما بر له شما بوديم و شما بر له ما بوديد ، ولى امروز شما بر عليه ما قيام نمودهايد .
سپس شما از دو قتيل جلوگيرى مينمائيد : يكى كشتگان صفين كه بر آنان گريه ميكنيد و ديگرى كشتگان نهروان كه خون آنان را مطالبه مينمائيد ، آن كسى كه گريان است شكست خورده مىباشد ، آن كسى كه مطالبهء خون مىكند خشمناك است . معاويه مردم را براى امرى دعوت كرد كه عزت و عدالتى در آن نيست . اگر شما ارادهء زندگى داريد ما آن را از او ميپذيريم و با ذلت زندگى ميكنيم و اگر ارادهء موت را داريد ما آن را در ذات خدا بذل ميكنيم و نزد خدا با وى محاكمه مينمائيم . آن گروه عموما در جواب آن حضرت گفتند : ما بقاء و زندگى را خواهانيم .
6 - در كتاب : از سليم ( بضم سين و فتح لام ) ابن قيس روايت مىكند كه گفت : در آن موقعى كه امام حسن عليه السّلام با معاويه اجتماع كرده بود بر فراز منبر رفت و پس از اينكه حمد و ثناى خدا را بجاى آورد فرمود :
ايها الناس ! معاويه گمان مىكند من او را لايق مقام خلافت ميدانم ، و خويشتن را براى اين مقام برازنده نميدانم ، در صورتى كه معاويه دروغ ميگويد ، زيرا من طبق دستور قرآن و فرمودهء پيامبر اسلام صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم از مردم بر آنان مقدم
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسن مجتبى ع ) ( فارسي ) — صفحة 7
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٧