اين دنياى پربلا و سراسر مشتاقم به خانه بقا . تنها دل نگرانىام براى رفتن ، تويى و فرزندانم . شما تنها پيوند ميان من و اين دنياييد كه كار رفتن را سخت مىكنيد . اما دلخوشم به اينكه شما هم آخرتى هستيد ، مال آنجاييد . شما جسمتان در اينجاست . ديدار با شما از آنجا و در آنجا آسانتر است . ( ص 137 كتاب )
كاستىهاى كتاب
اكنون كوتاه و گذرا مرورى مىكنيم بر آنچه به اعتقاد ما كاستى است . ولو ممكن است ديگران در اين عقيده با ما همراه نباشند .
* هرچند كشتى پهلو گرفته ، سوگنامه است و هرچند رنج و پريشانى ، سينه حيات فاطمه را گرانبار كرده ، اما سراسر زندگانى او مرثيه نيست . ممكن است گفته شود نويسنده از اين زاويه به زندگانى حضرت صديقه نگريسته و طبعا به بيان اين ابعاد پرداخته است اما نبايد اين نكته را از نظر دور داشت كه ممكن است خواننده كتاب كشتى پهلو گرفته ، در سراسر زندگانى خود بر اثر ديگرى - دست كم بدين ماندگارى و تأثيرگذارى - برخورد نكند . در آن صورت آيا تصويرى كه از زندگانى حضرت در ذهن او به يادگارى ماند ، تصوير كاملى است ؟
مرزشناسى شرط پاسداشت سنديت تاريخى ، احساسات فردى و تخيل است . به نظر مىرسد در بعضى بخشها در پرداخت رقتبار قضايا زيادهروى شده است . آيا مقدور نبود نويسنده محترم قدرى پيرامون لحظات ناب زندگى حضرت كه شادى و طراوت آن مىتراوند قلمفرسايى كند ، تا خواننده از حضرت زهرا چهرهاى غمديده و مصيبتزده در ذهن نسازد و تداعى نكند !
* نويسنده محترم در برخى سطور كتاب به بيان كلمات عربى
بانوى آب و آفتاب ( طرحى نو در كتاب شناسى حضرت زهرا س ) ( فارسي ) — صفحة 222
مساهمون: حسين سروقامت
ص٢٢٢