آخرين فصل ، حكايت نخستين شاهد فاطمه است . او نيز مسئوليت بزرگى را به دوش كشيده و شاهد همه اتفاقات زندگى فاطمه بودهاست :
من سوختم وقتى درِ خانه خدا ، درِ خانه قرآن ، درِ خانه نجات ، درِ خانه تو به آتش كشيده شد .
من در خودشكستم ، وقتى در ، بر پهلوى تو شكسته شد .
من از خشم كبود شدم وقتى تازيانه بر بازوى تو فرود آمد .
. . . من لب ببندم از سخن گفتن ، تا على بال بگشايد بر روى مزار تو .
اين تو و اين على و اين نگاه هميشه مشتاق من . . . ( صص 155 - 154 )
اكنون پس از مرورى كوتاه بر مطالب كتاب ، به بررسى و نقد آن مىپردازيم . اميد است در اين حيطه از دايره انصاف پافراتر ننهاده ، در پيشگاه آن نقاد بصير روسپيد باشيم .
امتيازات كتاب
نخست به تبع بزرگان كه همواره به نكات مثبت و ارزنده پرداخته ، آنگاه ضعفها و كاستىها را گوشزد مىنمودند به اختصار نقاط قوت كتاب را يادآورى مىكنيم :
* نام زيبا و قلم احساسى و عاطفى نويسنده بىترديد از جمله مهمترين و برجستهترين مزاياى كتاب حاضر است .
ترسيم و توصيف زندگانى فاطمه ، گرچه محالى است كه ميسر نمىشود و آرزويى است كه تحقق نمىپذيرد ، اما كدام دل مشتاق و بىتابى است كه از مهر او سر برتابد و كدام نادره قلمى است كه با غم و محنت او همخانه نباشد ؟ فاطمه جهان را به تكريم واداشت ، حال آنكه خود جهانى بود در گوشهاى و چين و شكن درياى پرخروش او ، دمادم بر ساحل عالم مىزند ، تا ابد .
بانوى آب و آفتاب ( طرحى نو در كتاب شناسى حضرت زهرا س ) ( فارسي ) — صفحة 219
مساهمون: حسين سروقامت
ص٢١٩