اين كتاب سوگنامهاى منثور و پرجاذبه است كه در نوع خود ، اگر نگوييم بىنظير ، لااقل كم نظير است .
اگر سلانه سلانه و آهسته به نهانگاه تاريخ سرى بزنيم ، در به دو ورود ، موسيقى سحرانگيزى خواهيم شنيد با تكنوازى ملك مقربى كه بشارتگونه بر گوش جان محمد ( ص ) نويد مىدهد به تولد فاطمه . . . و اين نقطه ثقل عالم است و به دنبال آن جوشش چشمههاى گشايش و بركت ، و عفو و بخشودگى و رحمت خدا بر گناه آدم و آدميان !
آنچه در اين كتاب به ظرافت و با احساسى سرشار ترسيم شده است .
* استفاده از سبك و سياق ويژهاى كه ابتكار نويسنده محترم است ، از نقاط مثبت ديگر كتاب به شمار مىآيد . « كشتى پهلو گرفته » از الزامات گريزناپذير و بيرحمانه زندگى كوتاه و پر مرارت فاطمه مىگويد و به دور از هرگونه پيچيدگى به محمد و خديجه و على و فرزندان و كنيزان او ، و حتى خود فاطمه ، مجال توصيف فاطمه را مىدهد .
عنان مدح و ثناى فاطمه را به كسانى مىدهد كه آنان از فاطمهاند و فاطمه نيز از آنان .
و در پايان ، آسمان نيز كه محمل عرش خداست ، به زمين كه زندان رنج و سختى فاطمه است ، از فاطمه مىگويد ، با دنيايى فخر و مباهات !
براى نويسنده تفاوت نمىكند كه گوينده چه كسى است و شنونده چه كس ؛ يا حتى پيرامون چه موضوعى سخن گفته مىشود او حرفهاى خود را مىزند . مستقيم و غير مستقيم ؛
براى او مهم است كه :
اولًا اطرافيان فاطمه را در لابلاى سخنانشان معرفى كند و با ظرافت تمام شخصيت و ويژگيهاى آنان را از زواياى گوناگون زندگىشان بنماياند .
بانوى آب و آفتاب ( طرحى نو در كتاب شناسى حضرت زهرا س ) ( فارسي ) — صفحة 220
مساهمون: حسين سروقامت
ص٢٢٠