تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بانوى آب و آفتاب ( طرحى نو در كتاب شناسى حضرت زهرا س ) ( فارسي ) — صفحة 216

مساهمون:

ص٢١٦
فراموشى غدير را در اذهان پوسيده مهاجرين و انصار ، پشت كردن ياران قديم به على ( ع ) ، ملاقات جنجال برانگيز خلفا با فاطمه . . . عجيب است كه دختركى كوچك از اين ماجراها سخن مىگويد . شايد بدين خاطر كه خود شاهد همه اين فضايا بوده است . نامردىهاى اين قوم ، عهد شكنىها ، بى وفاييها ، بهانه‌تراشىها چيزى نيست كه ام‌كلثوم با همه خردسالىاش آنها را به فراموشى سپارد . بيت الغزل همه اين دردها و زخمها ، فراموش غدير . . . واى از فراموشى غدير . ام‌كلثوم آتش مىگيرد وقتى بهانه‌هاى آنان را به خاطر مىآورد : - حق با شماست ، ولى كارى است كه شده . - افسوس ، نصّ پيامبر آن زمان يادمان نبود . - دير آمديد ، اگر زودتر گفته بوديد ، با شما بيعت مىكرديم . - بگذاريد زندگىمان را بكنيم . - آرامشمان به هم مىخورد . ( ص 119 و 120 كتاب ) هنوز از جذبه سخنان ام‌كلثوم خارج نشده‌ايم كه اسماء بنت عميس پا پيش مىنهد و سر درد دل را با زهراى اطهر ( س ) مىگشايد ؛ در يازدهمين فصل كتاب . بيشتر حرفهاى اسماء در اين مجال ، پيرامون عيادت زنان مهاجر و انصار است از فاطمه ؛ گويا حافظه تاريخى او بر اين واقعه بيشتر تمركز يافته است . يا چنان اختلاف فاحشى را ميان آن عيادت كنندگان و اين عيادت شونده ديده ، كه اينچنين دردمندانه حقايق را باز مىگويد . آنان آمده بودند براى عيادت ، از پى ديدار ، اما چنان بر زخم كارى فاطمه نمك پاشيدند كه او سوگمندانه گفت :
بانوى آب و آفتاب ( طرحى نو در كتاب شناسى حضرت زهرا س ) ( فارسي ) — صفحة 216 | حسين سروقامت