عبارت شهيد مطهرى چنين است : فرق بين شيعه و غير شيعه وقتى آشكار مىشود كه شيعه به برنامهاى كه رهبرانش به او دادهاند ، عمل بكند و غير شيعه به برنامه دينى خودش عمل كند . آن وقت تقدّم شيعه بر غير شيعه هم در دنيا و هم در آخرت روشن مىشود . فرق را در جانب مثبت بايد جستجو كرد نه در جانب منفى . نبايد گفت اگر شيعه و غير شيعه برنامههاى مذهبى خود را زير پا بگذارند ، بايد تفاوت داشته باشد و اگر تفاوتى نباشد ، پس چه تفاوتى ميان شيعه و غيرشيعه هست ؟ اين درست مثل آن است كه دو بيمار به طبيب مراجعه كنند ، يكى به طبيب حاذق مراجعه كند و دوّمى به طبيب غير حاذق ، ولى وقتى نسخه را از طبيب دريافت داشتند ، هيچكدام عمل نكنند ، آنگاه بيمار اول گلايه كند كه فرق بين من و بيمارى كه به طبيب غير حاذق مراجعه كرده چيست ؟ چرا من بايد بيمار بمانم ، همانطور كه او بيمار مانده است ؟ در حالى كه من به طبيب حاذق مراجعه كردهام و او به طبيب غيرحاذق ؟
و همچنين صحيح نيست كه ما فرق على ( ع ) را با ديگران به اين بگذاريم كه اگر ما به دستورهاى آن حضرت عمل نكنيم ، ضرر نبينيم ، ولى آنها چه به حرف پيشواى خويش عمل كنند و چه عمل نكنند ، زيان ببينند . « 1 »
اينجانب ضمن ارداتى كه به مرحوم استاد مطهرى دارم ، در همان جا به اين استدلال پاسخ دادهام كه تشبيه اميرالمؤمنين به طبيب حاذق چندان درست نيست زيرا اولًا رجوع به طبيب حاذق طريقيت دارد نه موضوعيت ، زيرا طبيب دستورى مىدهد كه اگر بيمار به آن عمل كند بهبود مىيابد و خود طبيب موضوعيت و استقلال ندارد ، بر خلاف اعتقاد
هامش
( 1 ) - صفحات 837 و 838 كتاب به نقل از عدل الهى ، ص 409 .