تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان شاه صفى و شاه عباس دوم ( فارسي ) — صفحة 43

مساهمون:

ص٤٣
دار السلطنهء تبريز و بازگشتن ايشان بىنيل مقصود بود . ملخّص اين مقال و خلاصهء اين احوال آنكه ، چون الويهء اقبال و رايات جاه و جلال به خطّهء خلد مانند همدان رسيده به انهاى منهيان راست گفتار ، آمدن خسرو پاشاى سردار به صوب ديار موصل « 1 » متحقّق « 2 » و خاطر اقدس فىالجمله از [ 27 ] طرف آذربايجان مطمئن گرديد ، حكم جهان‌مطاع لازم الاتباع به احضار رستم بيك ديوان‌بيگى كه در دار السلطنهء تبريز اقامت داشت به عزّ نفاذ رسيده خدمتش از راه امتثال فرمان واجب « 3 » الاذعان رخت اقامت به صوب همدان كشيده به شرف پاىبوس همايون و نوازشات گوناگون سربلند گرديد و با آنكه طهماسب قلى خان اميرالامراى ولايت چخورسعد « 4 » با لشكر گران و سپاه بىپايان در ايروان و مقصود سلطان كنگرلوى حاكم نخجوان با سپاه آراسته و لشكر پيراسته در خوى اقامت داشتند از راه رعايت حزم و دورانديشى نقدى بيك شاملو داروغهء فراش‌خانه را كه به تهوّر و مردانگى در ميان مردم افسانه بود به جانب دار السلطنهء تبريز روانه و مقرّر فرمودند كه به اتّفاق جنود ظفر ورود « 5 » آذربايجان كه از موكب ظفرنشان مرخّص و به مرافقت و متابعت او مأمور شده‌اند از مفاسدى كه در آن ديار روى نمايد خبردار بوده به دفع و رفع آن قيام و اقدام نمايد . و نقدى بيك مذكور با غازيان آذربايجان وقتى در آن ولايت بار اقامت گشود كه به پشت گرمى و استظهار انتشار و اشتهار اخبار آمدن سردار ديگرباره ارباب فتنه و فساد از اطراف و اكناف ديار و بلاد روى بىشرمى و بىحيايى به نهب و غارت شهر تبريز نهاده قرب ده هزار نفر از روميه ولايت وان و ميران قبايل و عشاير اكراد زشت بنياد مانند بهاء الدين بيك مير
هامش
( 1 ) . موصل : بر ساحل غربى دجله در 350 كيلومترى بغداد واقع است . ( دايرةالمعارف فارسى ) . ( 2 ) . الف ، ب : محقق . ( 3 ) . ب : لازم . ( 4 ) . چخورسعد همان ايروان كنونى است . يك اصطلاح جغرافيايى است كه اوّل بار در زمان صفويه و مخصوصا در مورد ايالت ايروان به كار رفته است . چخور در لغت تركى به معنى « فرورفتگى زمين » و در اينجا ظاهرا مقصود زمين پست طرفين ارس است ( سازمان ادارى ، ص 192 ) . ( 5 ) . الف ، ب : جنود نامحدود .