تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان شاه صفى و شاه عباس دوم ( فارسي ) — صفحة 718

مساهمون:

ص٧١٨
اياغ : جام ، ساغر ، پيالهء شراب . ( معين ) ايسر : چپ ، دست چپ . ( معين ) ايشيك آقاسى : رئيس سران دربار و تقريبا شبيه وظيفهء رئيس تشريفات قصر سلطنتى است . ( القاب و مواجب دورهء سلاطين صفويه ) ايلخى : چارپايانى كه آنها را در صحرا براى چرا رها كنند ، رمهء اسب . ( معين ) ايلغار : هجوم ، يورش . ( لغت‌نامه ) اين المفر : گريزگاه . ايوار : وقت عصر را گويند . راه رفتن عصر را ايوار و وقت صبح را شبگير نمودن گويند . ( لغت‌نامه ) بئس المصير : دوزخ ، سرنوشت . ( ناظم الاطباء ) بادليج : نوعى از توپ كه آلت چنگ است . ( لغت‌نامه ) بدرگ : بدسرشت ، بدگوهر ( آنندراج ) بقايا : ماليّات پس افتاده . ( معين ) بنيچه : جمعى كه ديوانيان بر اصناف حرفت و املاك مىبندند . ارزيابى مالياتى دسته جمعى يك ده و امثال آن . تعهد اهالى ده مبنى بر آماده كردن عده‌اى سرباز بر حكومت . ( معين ) بوّاب : نگهبان ، دربان . ( معين ) بوار : هلاك شدن . ( لغت‌نامه ) بوم : پارچه زردوزى شده . ( ناظم الاطباء ) بيداء : بيابان . ( معين ) بيلاك : تحفه ، انعام ، ارمغان . ( ناظم الاطباء ) بيوتات : جمع بيوت ، خانه‌ها ، اداره‌اى كه كارهاى مربوط به ساختمانها و اموال سلطنتى را به عهده دارد . ( معين ) تابين : پايين‌ترين صاحب منصب فوجى ، افراد نظامى و سربازانى كه درجه ندارند . ( معين )