اياغ : جام ، ساغر ، پيالهء شراب . ( معين )
ايسر : چپ ، دست چپ . ( معين )
ايشيك آقاسى : رئيس سران دربار و تقريبا شبيه وظيفهء رئيس تشريفات قصر سلطنتى است . ( القاب و مواجب دورهء سلاطين صفويه )
ايلخى : چارپايانى كه آنها را در صحرا براى چرا رها كنند ، رمهء اسب . ( معين )
ايلغار : هجوم ، يورش . ( لغتنامه )
اين المفر : گريزگاه .
ايوار : وقت عصر را گويند . راه رفتن عصر را ايوار و وقت صبح را شبگير نمودن گويند . ( لغتنامه )
بئس المصير : دوزخ ، سرنوشت . ( ناظم الاطباء )
بادليج : نوعى از توپ كه آلت چنگ است . ( لغتنامه )
بدرگ : بدسرشت ، بدگوهر ( آنندراج )
بقايا : ماليّات پس افتاده . ( معين )
بنيچه : جمعى كه ديوانيان بر اصناف حرفت و املاك مىبندند . ارزيابى مالياتى دسته جمعى يك ده و امثال آن . تعهد اهالى ده مبنى بر آماده كردن عدهاى سرباز بر حكومت . ( معين )
بوّاب : نگهبان ، دربان . ( معين )
بوار : هلاك شدن . ( لغتنامه )
بوم : پارچه زردوزى شده . ( ناظم الاطباء )
بيداء : بيابان . ( معين )
بيلاك : تحفه ، انعام ، ارمغان . ( ناظم الاطباء )
بيوتات : جمع بيوت ، خانهها ، ادارهاى كه كارهاى مربوط به ساختمانها و اموال سلطنتى را به عهده دارد . ( معين )
تابين : پايينترين صاحب منصب فوجى ، افراد نظامى و سربازانى كه درجه ندارند .
( معين )
ايران در زمان شاه صفى و شاه عباس دوم ( فارسي ) — صفحة 718
مساهمون: محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى
ص٧١٨