تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان شاه صفى و شاه عباس دوم ( فارسي ) — صفحة 717

مساهمون:

ص٧١٧
اسنى : عالىتر ، ارفع . ( لغت‌نامه ) اصابه : فرودآمدن مصيبت . ( معين ) اكسون : جامهء سياه قيمتى كه بزرگان جهت تفاخر پوشند . ( ناظم الاطباء ) الكا : ناحيه ، قسمتى از ايالت . ( معين ) المانچى : غارتگر . ( لغت‌نامه ) انحدار : پايين آمدن ، فرودآمدن ، ( معين ) انخفاض : به نشيب افتادن . ( لغت‌نامه ) اندراس : ناپديد شدن ، محو شدن . ( لغت‌نامه ) انذار : آگاه ساختن ، ترسانيدن . ( ناظم الاطباء ) انسلاك : مندرج شدن ، داخل شدن . ( معين ) انموذج : نمونه ، نمودار ، مثال روحانى . ( معين ) انين : ناله كردن ، بانگ دردمند . ( ناظم الاطباء ) اوارجه : دفتر حسابى كه حسابهاى پراكندهء ديوان را در آن نويسند . ( ناظم الاطباء ) اوارجه ( اوارج يا اداره ) يك اصطلاح حسابدارى بسيار قديم اسلامى و يحتمل ساسانى است . ابى عبد اللّه خوارزمى در فصل مربوط به اصطلاحاتى كه در امور ديوانى مرسوم بوده مىگويد . قانون الخراج ( سند ) « اصل آن چيزى است كه خراج بر آن مبتنى است » و اضافه مىكند كه : « اوارج معرب اداره ، و در فارسى به معنى منقول مىباشد . چون قانون يا آنچه فرد معينى مديون است به اوارج نقل مىگردد . و در آن آنچه فرد يعنى به اقساط تا مفاصاى كامل بايد بپردازد ثبت مىشود . خوارزمى اضافه مىكند كه « اداره آن چيزى است كه در آخر نامه‌اى از اسناد مالياتى يا نامهء ديگرى اعم از صادره و وارده ثبت مىشود . ( سازمان ادارى حكومت صفوى ، ص 143 ) الوس : طايفه ، مردم ، قبيله . ( لغت‌نامه ) اويماق : قوم ، قبيله . ( آنندراج ) ايارج : معجون . ( رشيدى )