اسنى : عالىتر ، ارفع . ( لغتنامه )
اصابه : فرودآمدن مصيبت . ( معين )
اكسون : جامهء سياه قيمتى كه بزرگان جهت تفاخر پوشند . ( ناظم الاطباء )
الكا : ناحيه ، قسمتى از ايالت . ( معين )
المانچى : غارتگر . ( لغتنامه )
انحدار : پايين آمدن ، فرودآمدن ، ( معين )
انخفاض : به نشيب افتادن . ( لغتنامه )
اندراس : ناپديد شدن ، محو شدن . ( لغتنامه )
انذار : آگاه ساختن ، ترسانيدن . ( ناظم الاطباء )
انسلاك : مندرج شدن ، داخل شدن . ( معين )
انموذج : نمونه ، نمودار ، مثال روحانى . ( معين )
انين : ناله كردن ، بانگ دردمند . ( ناظم الاطباء )
اوارجه : دفتر حسابى كه حسابهاى پراكندهء ديوان را در آن نويسند . ( ناظم الاطباء )
اوارجه ( اوارج يا اداره ) يك اصطلاح حسابدارى بسيار قديم اسلامى و يحتمل ساسانى است . ابى عبد اللّه خوارزمى در فصل مربوط به اصطلاحاتى كه در امور ديوانى مرسوم بوده مىگويد . قانون الخراج ( سند ) « اصل آن چيزى است كه خراج بر آن مبتنى است » و اضافه مىكند كه : « اوارج معرب اداره ، و در فارسى به معنى منقول مىباشد . چون قانون يا آنچه فرد معينى مديون است به اوارج نقل مىگردد . و در آن آنچه فرد يعنى به اقساط تا مفاصاى كامل بايد بپردازد ثبت مىشود . خوارزمى اضافه مىكند كه « اداره آن چيزى است كه در آخر نامهاى از اسناد مالياتى يا نامهء ديگرى اعم از صادره و وارده ثبت مىشود . ( سازمان ادارى حكومت صفوى ، ص 143 )
الوس : طايفه ، مردم ، قبيله . ( لغتنامه )
اويماق : قوم ، قبيله . ( آنندراج )
ايارج : معجون . ( رشيدى )
ايران در زمان شاه صفى و شاه عباس دوم ( فارسي ) — صفحة 717
مساهمون: محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى
ص٧١٧