تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان شاه صفى و شاه عباس دوم ( فارسي ) — صفحة 716

مساهمون:

ص٧١٦

لغات و اصطلاحات

آخترمه : اسب و سلاح و بار و بنه دشمن كه بعد از هزيمت و كشته شدن از وى به دست مىآيد اصلش از آختارماخ تركى است . ( لغت‌نامه ) آخشيج : ضد ، عنصر ، طبع ، جدال . ( لغت‌نامه ) آغروق آغرق : ( تركى ) بار و بنه ، احمال و اثقال . ( سنگلاخ ) آلاى : ( تركى ) گروه ، جماعت ، لشكر . ( قاموس تركى ) آوچىباشى : رئيس شكاربان ، آوچى ، صياد . ( لغت‌نامه ) ابره افره آوره : آستر ، زبرين قبا و كلاه و مانند آن . ( معين ) اخراجات : وجه معاش ، وجه‌گذران ، آنچه از شهر و يا مملكتى از مال‌التجاره و جز آن بيرون برند ، صادرات . ( لغت‌نامه ) ادمان : پيوسته شراب نوشيدن . ( معين ) اذفر : پربو . ( لغت‌نامه ) اراقه : ريختن ، بول كردن . ( معين ) ازناوران : ( گرجى ) ، مرد شجاع پهلوان . ( لغت‌نامه ) اسبوع : هفت رود پياپى ، هفته . ( معين ) استلام : لمس كردن ، بوسه زدن ، در بر گرفتن . ( معين )