لغات و اصطلاحات
آخترمه : اسب و سلاح و بار و بنه دشمن كه بعد از هزيمت و كشته شدن از وى به دست مىآيد اصلش از آختارماخ تركى است . ( لغتنامه )
آخشيج : ضد ، عنصر ، طبع ، جدال . ( لغتنامه )
آغروق آغرق : ( تركى ) بار و بنه ، احمال و اثقال . ( سنگلاخ )
آلاى : ( تركى ) گروه ، جماعت ، لشكر . ( قاموس تركى )
آوچىباشى : رئيس شكاربان ، آوچى ، صياد . ( لغتنامه )
ابره افره آوره : آستر ، زبرين قبا و كلاه و مانند آن . ( معين )
اخراجات : وجه معاش ، وجهگذران ، آنچه از شهر و يا مملكتى از مالالتجاره و جز آن بيرون برند ، صادرات . ( لغتنامه )
ادمان : پيوسته شراب نوشيدن . ( معين )
اذفر : پربو . ( لغتنامه )
اراقه : ريختن ، بول كردن . ( معين )
ازناوران : ( گرجى ) ، مرد شجاع پهلوان . ( لغتنامه )
اسبوع : هفت رود پياپى ، هفته . ( معين )
استلام : لمس كردن ، بوسه زدن ، در بر گرفتن . ( معين )