تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان شاه صفى و شاه عباس دوم ( فارسي ) — صفحة 685

مساهمون:

ص٦٨٥
مىسرودند . راه رفتن او را تقليد مىكردند ؛ دستار به طرز ابازه بر سر مىگذاشتند ، چون به قتل رسيد ، مردم ناباورانه به جست و جوى ابازه بودند . وقتى به سلطان مراد خبر رسيد كه ابازه از تيغ جلاد رهايى يافته و مدّتى در يمن و جزاير بوده و اينك خود را به ارزروم رسانده است ، فىالفور رسولى به ارزروم فرستاد تا سر ابازه را با خود بياورد . سر ابازه را در 8 ربيع الاول به استانبول آوردند . سلطان مراد به تحقيق پرداخت . تحقيقات از قره على جلاد ، امام محمد افندى و سليمان افندى والى ولايت ارزروم و قاضى ولايت به عمل آمد . نهايت تشابه ظاهرى او با ابازه به اثبات رسيد ، امّا سلطان مراد باور بر اين بود كه سالم ماندن شخصى كه به ابازه شباهت داشته باشد ، خطر آفرين است . ( نعيما ، ج 3 ، ص 217 ) رك : تاريخ نعيما ، ج 2 ص 238 به بعد ؛ عالم‌آراى عباسى ، ج 2 ، ص 1017 به بعد ؛ عثمانلى تاريخى ، احمد راسم ، ج 2 ، ص 545 به بعد ؛ صولاق‌زاده تاريخى ، ص 725 به بعد ؛
Izahli osmanli Tarihi Kronolojisi , C . 3 . S 315 - 683
ص 207 س 3 سفارت صفدر خان در ايران شاه جهان موقع مرخص كردن محمد على بيگ ، صفدر خان را به عنوان سفير ديگر مغول در ايران برگزيد . او در رأس هيئتى بزرگ رهسپار ايران گرديد و حامل تحفه‌هايى نادر و ارزنده به ارزش چهار لك روپيه براى شاه بود . هدايا شامل منسوجات بسيار مرغوب احمدآباد ، بنارس و مالوه ( در بنگال ) مىگرديد . خان كلا با آداب و رسوم ديپلماتيك آشنا بود و در شوال 1042 / آوريل 1633 ، اجازهء عزيمت يافت ، اما عملا حركتش را سه ماه بعد شروع كرد . نامهء شاهى كه او حاملش بود مدرك جالبى است ، نامه حاوى عبارات رسمى در تمجيد از نامهء شاه صفى ( نامه‌اى كه توسط محمد على بيگ برده شد ) و شامل يادداشتى انتقادى است ، زيرا شاه جهان در آن مىگويد : « از گزارشهاى اوضاع ايران چنين بر مىآيد كه از مشاورين عاقل شاه عباس مرحوم ، كسى زنده نمانده است تا توافق عميق بين دو سلسله را براى شما توضيح دهد » . نامه ، سپس با طول و تفصيل زياد