تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان شاه صفى و شاه عباس دوم ( فارسي ) — صفحة 686

مساهمون:

ص٦٨٦
به نصيحت شاه جوان در امر حكومت مىپردازد و او را به مهربانى و بخشش و بد دانستن بىرحمى و خشونت ترغيب مىكند . صفدر خان پس از ورود به ايران تقريبا يك سال و نيم منتظر اجازه براى حضور در دربار شاه ماند ، زيرا شاه صفى در مرزهاى شمال غربى كشورش مشغول جنگ بود . شاه صفى بعد از پس گرفتن ايروان از دست تركان ( شوال 1045 / مارس 1636 ) رهسپار پايتخت خود گرديد . اولين اجازهء حضور ، در كاشان به صفدر خان داده شد و او از آنجا تا اصفهان شاه را همراهى كرد ( رجب 1046 / دسامبر 1636 ) . پذيرايى از صفدر خان مجموعا خيلى محترمانه بود و در جشنها و ميهمانىها او را نسبت به ديگر سفرا مقدم مىشمردند . كمى پس از جشن نوروز ( مارس 1637 ) ، شاه تصميم گرفت صفدر خان را مرخص كند و يادگار بيگ را برگزيد كه او را تا هند همراهى نمايد . به عنوان نشانهء التفات ويژه ، شاه شخصا از خانهء خان ديدارى به عمل آورد و با او وداع گفت . ( تاريخ روابط ايران و هند ، ص 158 ) ص 212 س 20 سلطان مراد چهارم فرزند سلطان احمد اول و برادر عثمان روز بيست و هشتم جمادى الآخر 1021 / بيست و هفتم جولاى 1612 ، به دنيا آمد . در دوازده سالگى در يازدهم سپتامبر 1623 / پانزدهم ذىقعدهء 1032 ، پس از خلع سلطان مصطفى ، بر تخت سلطت نشست . مادرش ماه پيكر به همراه چند نفر از رجال دولت متكفل امور مملكتى شدند . مراد ، جوانى زيبا ، بىباك ، جسور و بىرحم بود . اوليا چلبى در سفرنامهء خود از وى به عنوان سلطانى دلاور و تيزهوش و تنومند و با قدرت ياد مىكند . هشت سال اول حكومت مراد با نامرادى سپرى شد . در اين دوران ، ناآرامى و اغتشاش سراسر امپراتورى را فرا گرفته بود . وى با قتل رجب پاشا صدر اعظم ، به استقلال ادارهء مملكت را در دست گرفت و توانست در سايهء نظم و انضباط همراه با خونريزى و سفاكى ، اعتبارى براى دستگاه امپراتورى عثمانى كسب نمايد . سلطان مراد در هفت سال آخر سلطنت خود پنجاه هزار نفر را به قتل رساند . مورخين تعداد كشته‌شدگان دورهء سلطنت مراد را بالغ بر صدهزار نفر تخمين زده‌اند .