صلح مورد قبول قرار گرفت مشروط بر اينكه به جان و مال ابازه و اتباع وى تعرضى نشود . بدين ترتيب ابازه پاشا خود را تسليم نمود . به هنگام ورود ابازه به خيمهگاه ، خسرو پاشا از وى استقبال نموده و يك دست خلعت به وى هديه كرد و به ياران وى نيز خلعت و انعام و درجه داد و محمد طيار پاشا را به حكومت ارزروم برگزيد . سپس به اتفاق ابازه پاشا و شمسى خان كه از طرف شاه عباس جهت كمك به ابازه شتافته بود و توسط والى قارص صفر پاشا دستگير شده بود در 15 صفر 1038 / 12 اكتبر 1628 به سوى استانبول حركت كرد و در 22 ربيع الآخر 1038 / نهم دسامبر 1628 وارد استانبول شد .
در استانبول ابازه پاشا به اتفاق خسرو پاشا به حضور سلطان مراد چهارم رسيد . و سلطان مراد به شفاعت خسرو پاشا از خون وى در گذشت و پس از چند روزى حكومت بوسنى را به وى داد .
ابازه پاشا در بوسنى نيز آرام ننشست . خانواده لوباوغلى را ، كه از طرف ينىچريان بر عليه او توطئه چيده بودند ، سركوب نمود و اموال آنان را به يغما برد . ابازه چندى بعد از حكومت بوسنى معزول و به حكومت بلگراد منصوب شد . در جنگ با لهستان از خود رشادت زيادى به خرج داد و سرانجام به استانبول فرا خوانده شد و ملتزم ركاب سلطان گرديد و در همه جا سلطان را همراهى كرد ، امّا اين حضور ، خوشايند بايرام پاشا ، يحيى افندى مفتى و مصطفى پاشا مقرب و محرم سلطان نبود . سرانجام در اثر سعايت و توطئه چينى مخالفان در روز چهارشنبه 29 صفر 1044 / 24 اوت 1635 به قتل رسيد و در مسجد بايزيد بر او نماز خوانده شد و سلطان مراد شخصا در اين مراسم حضور يافت و در سرداب مراد پاشا به خاك سپرده شد .
ابازه پاشا وقتى كه با سلطان مراد آشنا شد بيش از چهل سال داشت . بسيار زيبا ، خوش اندام ، خوش صدا و خوش پوش بود . طرز لباس پوشيدن وى مورد تقليد سلطان جوان قرار گرفت ، ازاينرو جوانان استانبول نيز به تبعيت از سلطان مراد ، از طرز لباس پوشيدن ابازه تقليد مىكردند .
) Osmanli Padisahlari , S . 209 (
ابازه پاشا هرچه بود در دل تودهء مردم جاى گرفته بود ، او را به عنوان قهرمان محرومان و ستم ديدگان و ستيهندهاى رشيد و دلاور مىستودند و شعرها در وصف وى